آنچه قبلا به كار گرفتن آنها رسم بود فراهم گشته بود ، حضرت عليه السّلام از فضيلت آن روز و ريشهدار بودن آن ياد مىفرمود ، از جمله فرمود : پدرم از جدّم امام صادق عليه السّلام ، از امام باقر عليه السّلام ، از امام سجّاد عليه السّلام ، از امام حسين عليه السّلام ، نقل مىكرد كه فرمود : « در يكى از سالهاى عمر حضرت امير عليه السّلام ، جمعه و غدير در يك روز واقع شدند . حضرت على عليه السّلام پنج ساعت از روز گذشته بر منبر رفت ، حمد و ثناى بىسابقهاى براى خدا گفت ثنايى كه جز خود حضرت عليه السّلام كسى به آن روى نياورده بود ، از جمله فرازها كه محفوظ مانده اين بود » « 1 » .
همهء حمدها از آن خدايى است كه حمد را آفريد بىآنكه نيازى به حمد كنندگان داشته باشد و . . . تا اينكه فرمود : و هر كه نياز برادر دينى خود را بر آورد در حالى كه آغازكننده باشد و او را از روى ميل نيكى كند ، پس براى او پاداش كسى است كه آن روز را روزه داشته و شبش را به عبادت گذرانده است و هر كس يك مؤمن را در شب همان روزى كه روزه گرفته افطار دهد گويى كه ده « فئام » را از پى هم افطار داده است . « يك نفر برخاست و عرض كرد » : « 2 » اى امير مؤمنان ، فئام چيست ؟ فرمود : صد هزار پيغمبر و صديق و شهيد است ، پس چگونه خواهد بود ( پاداش ) كسى كه گروهى از مردان و زنان ، با ايمان را تكفّل نمايد ، و من بر خدا ضامن او خواهم بود كه از كفر و فقر امان داشته باشد ، اگر چنين كسى همان شب يا همان روز يا روزها و شبهاى بعد بدون ارتكاب گناه كبيرهاى بميرد ، اجر او بر خداى متعال خواهد بود و كسى كه جهت برادران دينى خود قرض بگيرد و آنان را يارى رساند ، من بر خدا ضامن خواهم بود كه اگر نگهش داشت دينش را بپردازد ، و اگر او را برد ، خود از جانب او عهدهدار دين شود ، و هرگاه شما اهل ايمان ( در اين روز ) با هم برخورد كرديد ، با سلام با هم مصافحه كنيد ، و به همديگر بخاطر نعمت بزرگ امروز ( كه روز ولايت است ) تهنيت گوييد و بايد حاضران به غايبان و نزديكان به دور افتادگان ( اهمّيّت اين روز
هامش
( 1 ) اتّفق في بعض سنيّ أمير المؤمنين عليه السّلام الجمعة و الغدير ، فصعد المنبر على خمس ساعات من نهار ذلك اليوم ، فحمد اللّه و أثنى عليه حمدا لم يسمع بمثله ، و أثنى عليه ثناء لم يتوجّه إليه غيره ، فكان ما حفظ من ذلك :
( 2 ) فنهض ناهض فقال :