آن عقيده ندارند . و از ( عجائب و ) بلايا كه بر اين امّت فرود آمده اين است كه : ( اگر ) ما آنان را ( به هدايت و نور توحيد ) فرا خوانيم پاسخمان نمىدهند ، و اگر رهايشان سازيم جز با ما هدايت نمىشوند » « 1 » .
[ 554 ] - 16 - در روايت ديگرى آمده است كه : او به حضرت عليه السّلام در حالى كه ناراحت بود عبورش افتاد ، حضرت عليه السّلام فرمود : « نمىدانيم چرا اين مردم ( قريش ) با ما دشمنى مىورزند حقّا كه ما خاندان رحمت ، درخت نبوّت و معدن علم و معرفتيم » « 2 » .
خوراك اهل بيت عليهم السّلام
[ 555 ] - 17 - عاصم مىگويد : با عدهاى از ( شيعيان و ) يارانمان حجّ كرده بوديم به مدينه آمديم ، در پى منزلى بوديم تا در آن اقامت كنيم ، با غلام امام موسى بن جعفر عليهما السّلام روبرو شديم كه بر درازگوش سبزش سوار و بار غذايى را حمل مىكرد ، در نخلستانى فرود آمديم خود امام عليه السّلام نيز رسيد و فرود آمد طشت و آب آوردند ، حضرت عليه السّلام از خود آغاز نمود و دو دست مبارك را شست سپس طشت ( و آب ) از جانب راست او ( يك به يك ) گردانده شد تا از جانب چپ به آخرين نفر رسيد . آنگاه غذا آوردند ابتدا حضرت با نمك شروع نمود و فرمود : بخوريد به نام خداوند بخشندهء مهربان ، اندكى بعد ، سركه تناول نمود . سپس ( براى ميهمانان ) كتف بريانشدهء گوسفند آوردند ، فرمود : به نام خداوند بخشندهء مهربان ، ميل كنيد ، اين غذايى است كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از آن خوشش مىآمد .
بعد سركه و زيتون آوردند . فرمود : به نام خداوند بخشندهء مهربان ، بخوريد ، اين خوراكى است كه فاطمهء زهرا عليها السّلام آن را مىپسنديد .
بعد آبگوشتى كه چاشنى سركه داشت آوردند . فرمود : به نام خداوند بخشندهء مهربان
هامش
( 1 ) أصبحت العرب تعتدّ على العجم بأنّ محمّدا صلّى اللّه عليه و آله منها ، و أصبحت العجم مقرّة لها بذلك ، و أصبحنا و أصبحت قريش يعرفون فضلنا و لا يرون ذلك لنا ، و من البلاء على هذه الامّة أنّا إذا دعوناهم لم يجيبونا ، و إذا تركناهم لم يهتدوا بغيرنا .
( 2 ) ما ندري ما تنقم النّاس منّا ، إنّا لبيت الرّحمة ، و شجرة النّبوّة ، و معدن العلم .