حضرت عليه السّلام فرمود : « تو قطعا توان پذيرش آن را ندارى » « 1 » .
عرض كرد : چرا اى فرزند رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله مىتوانم ، برايم بازگو .
حضرت عليه السّلام حديثى فرمود : هنوز امام عليه السّلام سخن خود را به پايان نبرده بود كه موهاى سر و صورت آن مرد سپيد گشت و سخن امام عليه السّلام را ( نيز ) فراموش نمود . امام عليه السّلام فرمود :
« رحمت خدا او را دريافت كه حديث را فراموش كرد » « 2 » .
وجود نورى اهل بيت نبوّت عليهم السّلام پيش از آفرينش آدم
[ 541 ] - 3 - حبيب بن مظاهر اسدى ( شهيد پاكباختهء عاشورا ) - كه خدا ( در ملكوت اعلا ) چهرهاش را سفيد كند - به امام حسين عليه السّلام عرض كرد : ( آقا جان ) پيش از آنكه خدا آدم را بيافريند شما ( اهل بيت نبوّت ) چگونه بوديد ؟ حضرت عليه السّلام فرمود : « ما اشباح نور بوديم كه پيرامون عرش خداى سبحان طواف مىكرديم و به فرشتگان ، « سبحان اللّه » و « لا الا الا اللّه » و « الحمد للّه » مىآموختيم » « 3 » .
اساس اسلام ، محبت آل محمد صلّى اللّه عليه و آله است
[ 542 ] - 4 - امام باقر از امام سجّاد از امام حسين عليهم السّلام نقل مىكند كه فرمود : « رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ، وقتى كه اعمال و مناسك حجّ خود را در حجّة الوداع به پايان رسانيد ، بر مركب خود سوار شد و چنين سخن آغاز نمود » « 4 » : داخل بهشت نمىشود مگر كسى كه مسلمان باشد . « ابو ذر غفارى - كه رحمت خدا بر او باد - روبروى حضرت ايستاد و پرسيد : اى پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله اسلام چيست ؟ » « 5 » حضرت صلّى اللّه عليه و آله فرمود : اسلام ، برهنه است و لباس آن خود نگهدارى ( و مراقبت ) ،
هامش
( 1 ) إنّك لن تطيق حمله .
( 2 ) ادركته رحمة اللّه حيث أنسى الحديث .
( 3 ) كنّا أشباح نور ندور حول عرش الرّحمن ، فنعلّم للملائكة التّسبيح و التّهليل و التّحميد .
( 4 ) لمّا قضى رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله مناسكه من حجّة الوداع ركب راحلته و أنشأ يقول :
( 5 ) فقام إليه أبو ذرّ الغفارىّ فقال : يا رسول اللّه و ما الاسلام ؟