گردانند . از ديرباز از روى حسد ، با على عليه السّلام و فرزندش حسن عليه السّلام - كه نيك سيرت بود و پدر و مادرش كريم بودند ، جنگيدند و گفتند : اينك گرد هم آييد تا همه با حسين عليه السّلام بجنگيم ! فرياد از دست اين قوم فرومايه كه جمع خود را براى اهل حرم خدا و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فراهم آوردند سپس به راه افتادند و براى به دام انداختن و نابودى من به هم سفارش كردند ، تا خشنودى آن ملحدان را برآورند . در ريختن خون من از خدا نترسيدند ، براى خوشايند عبيد اللّه زادهء كافران و براى ابن سعد كه - با سپاهيانى همچون بارانهاى سيلآسا - قهرآميز آهنگ مرا كرده است ! نه به آن سبب كه گناهى كرده باشم ، مگر افتخار انتسابم به روشنايى آن دو ستارهء راهنما : به على عليه السّلام كه پس از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بهترين مردم است و به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله كه پدر و مادرش از قريش است .
برگزيدهء خدا از خلايق ، پس از جدّم ، پدرم ( على عليه السّلام ) است . منم فرزند آن دو برگزيدهء خدا ( آرى ) نقرهاى از طلا بر آمده پس من آن نقره و زادهء آن دو طلايم .
كيست در مردم كه جدّى چون جدّ من ، يا پدرى چون پدر من داشته باشد ؟ پس من فرزند آن دو ماه تابانم مادرم فاطمه زهراست و پدرم شكنندهء كفر در بدر و حنين است كه از آغاز بلوغ خود ، خدا را پرستش مىكرد با اين كه قريش آن دو بت لات و عزّى را با هم مىپرستيدند در حالى كه على عليه السّلام به هر دو قبله نماز گزارد .
پدرم آفتاب و مادرم ماه است و من ستاره و فرزند آن دو ماه تابانم .
و از آن اوست افتخار نبرد روز احد كه با در هم شكستن دو جناح سپاه دشمن بغض دلها را شفا بخشيد افتخار پيكار روزهاى احزاب و فتح از آن اوست كه در آن مرگ ارتشيان انبوه دشمن بود . در راه خدا بگويى چه كردند اين امّت ناشايست با آن دو ستاره نورانى ؟ ! عترت آن نيكوكار پيامبر مصطفى صلّى اللّه عليه و آله و عترت على عليه السّلام آن دلاور روز نبرد با آن لشكرهاى عظيم .
فاطمه زهرا عليها السّلام مادر من است و پدرم وارث پيامبران و سرور آدميان و جنّيان است كه قهرمانان ميدانهاى نبرد و احد و حنين را - چون به ميدان آمدند - در هم شكست و نيز صاحب خيبر آنگاه كه با آن شمشير برّان دو لب بر خيبريان تاخت و نيز او كه سپاهيان روز
موسوعة كلمات الامام الحسين ( ع ) ( فرهنگ جامع سخنان امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 550
مساهمون: مجموعة مؤلفين
ص٥٥٠