مؤمنان روا ندارى ، از كار نيك به ستوه نيايى ، سنگينى بار خود را بر دوش ديگرى نگذارى ، هر كه را نعمتى دادهاى بر او منت نگذارى و دنيا نزد تو زندانى باشد تا خدا برايت بهشتى بيافريند .
اين چهل حديث است كه هر كه از امّتم بر آنها پايدار بماند و آنها را از من به خاطر بسپرد با رحمت خداوندى به بهشت درآيد و پس از پيامبران و جانشينان آنان ، بهترين و محبوبترين مردم نزد خدا خواهد بود ، و خدا در روز قيامت او را با پيامبران و صديقان و شهيدان و شايستگان محشور فرمايد و آنان چه نيكو همدماناند .
علامه مجلسى گويد : ظاهر اين خبر مىرساند كه در حفظ چهل حديث ، چهل حديث مستقل ، شرط نيست ، بلكه يك حديث نيز كه بر چهل حكمت مشتمل باشد كفايت مىكند زيرا هر حكمتى را سزد كه خود يك حديث باشد . و ممكن است مراد از چهل حديث در اين خبر ، چهل حديث مربوط به موارد ياد شده باشد . و تصحيح عدد چهل در اين خبر ( با اين كه فزونتر مىنمايد ) بدين صورت ممكن است كه برخى فقرات را كه به ظاهر ، تكرارى است ، تفسير و تأكيد برخى ديگر باشد .
جبرئيل را مىبيند
[ 51 ] - 51 - أصبغ بن نباته گويد : به حضور امير مؤمنان تشرّف يافتم در حالى كه حسن و حسين نزد او بودند و او به آنان سخت مىنگريست .
عرض كردم : خداوند آن دو را برايت خجسته سازد و آنان را به آرزوهاى بلندشان برساند ، مىبينم كه سخت و پيوسته به آنان مىنگرى ؟ ! فرمود : آرى اى اصبغ - حديثى دربارهء آنان به يادم آمد .
عرض كردم : فدايت شوم آن را برايم نقل فرما .
فرمود : روزى در زمين زراعتى خود بودم ، سر ظهر در شدّت گرما ، گرسنه به منزل برگشتم و به دختر محمّد صلّى اللّه عليه و آله ( فاطمه زهرا عليها السّلام ) گفتم : آيا غذايى دارى كه برايم بياورى ؟
برخاست تا چيزى برايم آماده كند ، من ( مشغول نماز شدم ) همين كه از نماز حاضر ( ظهر )