انْ هُمْ الّا يَخْرُصونَ « 1 » .
اكثر مردم زمين چنيناند كه از گمان پيروى مىكنند . تو هم اگر بخواهى از آنها پيروى كنى تو را نيز گمراه مىكنند چون مردم تابع گمانند نه يقين و به همين دليل خطا مىكنند .
و يا در آيهء ديگرى مىفرمايد :
وَ لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ « 2 » .
آنچه را كه بدان علم ندارى پيروى مكن .
اين تذكرى است كه در طول تاريخ انديشهء بشر ، اول بار قرآن به بشر داده است و او را از اينگونه خطا نهى كرده است .
دومين منشأ خطا در مادهء استدلال كه بالاخص در مسائل اجتماعى مطرح مىشود ، مسئلهء تقليد است . بسيارى از مردم اينگونهاند كه چيزهاى مورد باور اجتماع باورشان مىشود ؛ يعنى چيزى كه در اجتماع مورد قبول قرار گرفته است و يا نسلهاى گذشته آن را پذيرفتهاند ، صرفاً به دليل اينكه نسلهاى گذشته آن را قبول كردهاند مىپذيرند « 3 » . قرآن مىفرمايد هر مسألهاى را با معيار عقل بسنجيد نه اينكه هرچه نياكان شما انجام دادند آن را سند بدانيد يا آنكه آن را به كلى طرد كنيد . بسا مسائل هست كه در گذشته مطرح شده و در همان موقع هم غلط بوده اما مردم آن را پذيرفتهاند و بسا مسائل درست كه در زمانهاى دور عرضه شده اما مردم به دليل نادانى از قبول آن خوددارى كردهاند . در پذيرش اين مسائل بايد از عقل و انديشه مدد گرفت نه اينكه كوركورانه به تقليد پرداخت . قرآن اغلب پيروى از آباء و اجداد
هامش
( 1 ) . انعام / 116 .
( 2 ) . اسراء / 36 .
( 3 ) . اين مطلب در يكى از سخنان بيكن نيز هست . آنجا كه يكى از بتهاى مورد نظرش را بت اجتماعى يابت عرفى مىنامد ، منظورش همين تقليدهاى كوركورانه است .