تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 120

مساهمون:

ص١٢٠
اگر شك داريد ، سوره‌اى مانند قرآن بياوريد ؛ و نمىگويد شما شك نداريد . در پاسخ بايد بگوييم كه شما وقتى كتابى را مىبينيد كه قضايايى در آن نوشته شده است ، بعد از مطالعهء آن با خودتان فكر مىكنيد كه آيا اين وقايع راست است يا آنكه حقيقتى ندارد ؟ مردد و شاك هستيد . براى اينكه بخواهيد حقيقت بودن و نبودن آنها برايتان ثابت گردد مىبايست به اسناد و مداركى كه در آن ارائه شده مراجعه كنيد و تحقيق نماييد . آرى ، در اين گونه كتابها مطلب از اين قرار است و اصولًا در خبرها ، گزارشها و ادعاهايى كه مطرح مىشود نوعاً همين طور است كه اثبات آن احتياج به دليل و برهان دارد . ولى گاهى مطلب به صورت ملموس و محسوس براى انسان ثابت مىگردد كه نيازى به هيچ گونه شاهد و برهان ندارد . مثلًا اگر كسى را كه شما نمىشناسيد و تا به حال با او نشست و برخاستى نداشته‌ايد مدعى شدند كه وى عادل است ، در اينجا شما شاك هستيد و براى اثبات آن به سراغ بيّنه و شاهد مىرويد ، به اين ترتيب كه اگر دو نفر عادلى كه شما به عدالت آنها معترف هستيد شهادت بر عدالت او دادند قبول مىكنيد و گرنه قبول نخواهيد كرد . اما در مورد شخصى كه شما خودتان از نزديك با او مأنوس بوده‌ايد و در سفر و حضر كردار و رفتار او را مورد مطالعه قرار داده‌ايد و بدين وسيله تقوا و عدالت او برايتان محرز شده است ، آيا ديگر احتياج به دليل و شاهد و بيّنه داريد ؟ خير . در مسائل علمى و نظرى نيز چنين است . گاهى بعضى مسائل اثباتش محتاج به برهان است ولى در برخى از موارد اگر انسان اصل مسئله برايش روشن گردد ديگر نيازى به اثبات ندارد ، بلكه طرحش مساوى با اثبات نيز هست . قرآن نيز چنين است . ممكن است كسى در اصالت قرآن شك بكند ولى تا هنگامى كه دور است ، و همين‌كه با خود قرآن نزديك شد ديگر شك نخواهد داشت . ولى البته بايد توجه داشت كه نزديك شدن به قرآن دوگونه است : يكى اينكه انسان قرآن را بخواند و بفهمد و به تفسير آياتش مراجعه نمايد ؛ دوم اينكه به آن عمل كند . قرآن از آنجا كه يك كتاب نظرى صرف نيست ، نظر و عمل در آن توأم است .