است . على عليه السلام فرمود : « به خدا سوگند من شما را به هيچ كارى فرمان ندادم مگر آنكه پيش از آنكه فرمان دهم خودم به كار بستم ، و از هيچ چيز شما را منع نكردم مگر آنكه پيش از آنكه شما را منع كنم ، خودم از آن دورى كردم » و همچنين آن حضرت فرمود : « آن كس كه خود را در مقام امام و رهبر مردم قرار مىدهد ، نخست خود را تعليم دهد ، سپس مردم را . معلم و مؤدّب خويشتن ، بيش از معلم و مؤدّب ديگران شايستهء اكرام و احترام است . »
اما طمع بندگى . على فرمود :
الطَّمَعُ رِقٌّ مُؤَبَّدٌ « 1 » .
طمع بردگى جاويد است .
در هر بردگى اميد رهايى از طرف مالك هست مگر بردگىِ از نوع طمع كه اميدى از جانب مالك به رهايى نيست . در اينجا اختيار رها شدن به دست بَرده است نه مالك . آن كس كه مىخواهد امر خدا را به پا دارد ، بايد از اين اسارت رها باشد .
حرّيت و آزادى معنوى شرط توفيق مصلح دينى است . همچنان كه يك زبونِ ملاحظهكار توفيق اصلاح خدايى نمىيابد و همچنان كه يك گرفتار بيمار موفق به مداواى جامعهء خود نمىگردد ، يك اسير و بندهء مطامع نفسانى نيز موفق نخواهد شد ديگران را از اسارتهاى اجتماعى يا معنوى باز دارد .
پروردگارا ! تو مالك دلها و انديشههايى ، دلهاى همه در دست توست . ما را بر راه راست ثابت نگه دار و از شرّ نفس امّاره محفوظ بدار .
شعبان 98
هامش
( 1 ) . نهجالبلاغه ، كلمات قصار ، حكمت 171 .