تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 419

مساهمون:

ص٤١٩

نتيجه

از بيان گذشته چند نتيجه مىتوان گرفت :

مفهوم « نو » و « كهنه »

نو و كهنه در اين منطق مفهوم نسلى ندارد . مقصود از صف‌آرايى نو و كهنه در برابر يكديگر صف‌آرايى نسل جوان در برابر نسل قبل از خود نيست ، كه نسل جوان الزاماً در جبههء انقلابى و نسل كهن در جبههء محافظه كار قرار گيرد ؛ همچنان كه مفهوم فرهنگى ندارد ؛ يعنى مقصود طبقهء تحصيل كرده و باسواد در مقابل طبقهء بىسواد و درس نخوانده نيست ، بلكه صرفاً مفهوم اقتصادى و طبقاتى دارد . طبقهء كهن يعنى طبقهء وابسته به وضع موجود و منتفع از آنچه هست ، و طبقهء نو يعنى طبقهء ناراضى از وضع موجود و الهامگير از ابزار توليدى جديد كه وضع موجود را به زيان خويش مىبيند و طرفدار دگرگونى روبناى اجتماع است . به تعبير ديگر ، نو و كهنه يعنى روشنفكر و تاريك‌انديش . روشنفكرى و تاريك انديشى مقوله‌اى غير از مقولهء دانش و بىدانشى است . روشنفكر كسى است كه از آگاهى ويژه‌اى در جهت تكامل اجتماعى برخوردار است . خودآگاهى اجتماعى از مختصات طبقهء محروم و ناراضى و طرفدار دگرگونى وضع موجود است . يعنى روشنفكرى و تاريك‌انديشى ريشهء طبقاتى دارد ؛ طبقهء مرفه و برخوردار الزاماً تاريك‌انديش و گذشته‌گرا و سنّت‌گرا و داراى تفكر محافظه‌كارانه است ، و طبقهء رنجبر و زحمتكش جبراً روشنفكر و داراى تفكر انقلابى و آينده‌گراست . پايگاه خاص طبقاتى است كه الهام‌بخش روشنفكرى است ، نه درس و كلاس و معلم و كتاب و لابراتوار . انسان بينش و وجدان اجتماعى خويش را از شرايط محيط اجتماعى و موقعيت طبقاتى خود الهام مىگيرد . طبقهء مرفه و منتفع از وضع موجود قهراً و جبراً جامدالفكر مىگردد و طبقهء استثمار شده جبراً تحرك انديشه پيدا مىكند و اين امرى جدا از فرهنگ و سواد داشتن و نداشتن است . حركات تكاملى اجتماع غالباً از ناحيهء گروهها و طبقاتى است كه از سواد و معلومات كافى بىبهره‌اند ولى به حكم وضع طبقاتى روشنفكرند .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 419 | مرتضى مطهرى