اين كه اسلام را به عنوان يك مكتب مستقل بشناسد و معرفى كند نه اين كه از مكتبهاى ديگر قسمتهايى را بگيرد و مخلوط كند ) كوچك بشمارد ، باز در خطر است .
من در آن جزوهاى كه به نام نهضتهاى اسلامى در صد سالهء اخير منتشر شد ، بحثى كردهام تحت عنوان « آفات نهضت » . در آنجا مسائلى را ذكر كردهام غير از شرايط مذكور ، و هشدارهايى دادهام . از آن جمله است مسئله رخنه فرصتطلبان . هميشه يك نهضت بعد از آن كه پيروز شد و يا قبل از آن كه پيروز شود ، در وقتى كه آثار و علائم پيروزى پيدا مىشود و دوران سختيهاى محض منقضى مىگردد ، فورا افراد فرصتطلب كه از هر فرصتى استفاده مىكنند ، خودشان را مىاندازند در نهضت و آنچنان تندتر از ديگران شعار مىدهند و داد و فرياد مىكنند كه صداى انقلابيون اول را تقريبا تحتالشعاع قرار مىدهند و اگر مراقبت نشود و جلو اين فرصتطلبها ( اعم از افراد فرصتطلب يا گروههاى فرصتطلب ) گرفته نشود قهرا نهضت به خطر خواهد افتاد . همچنين در آنجا گفتهام كه يك نهضت خدايى يعنى يك نهضت مذهبى ضرورتا بايد در آن خلوص حكمفرما باشد و اگر نوعى ناخالصى ، هوا ، هوس ، طمع ، بالخصوص در رهبران نفوذ پيدا كند ، نهضت مذهبى زود از بين خواهد رفت ؛ يعنى نهضتهاى مذهبى بالخصوص - همهء نهضتها اينچنين است ولى نهضتهاى مذهبى بالخصوص - از نظر رخنه كردن هوا و هوسها و مطامع ، عجيب آسيبپذير است . و در همان جزوه اين آيه را ذكر كردهام كه قرآن مىگويد : الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذينَ كَفَروا مِنْ دينِكُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ « 1 » . قرآن به گونهاى تهديد مىكند كه بعد از اين از من بترسيد ، يعنى از اين كه كارى بكنيد كه عقوبت الهى طبق سنت الهى شامل حال شما بشود و شما ديگر اين لياقت و استحقاق را از دست بدهيد بترسيد ، كه آنوقت طبق سنت الهى كه اگر مردمى از نظر اخلاق و روحيه فاسد شدند خداى متعال هم وضع اجتماعى آنها را تغيير مىدهد ، خداوند وضع اجتماعى شما را تغيير خواهد داد .
همچنين عوامل ديگرى در آنجا ذكر كردهام از قبيل كوتاهى كردن در عرضه كردن ايدئولوژى اسلامى به طور كامل و جامع و كوتاهى كردن در پاسخگويى به معترضها و در مقابله كردن با ايدئولوژيها ، كه زياد بايد جنبيد و زياد بايد در اين زمينه كار كرد
هامش
( 1 ) . مائده / 3 .