اعتقادى و هم به مفهوم اجتماعى .
و اما آيندهء بالخصوص انقلاب اسلامى ايران ؛ در اين مورد نيز به اصطلاح معروف « تنبّؤ » يعنى پيامبرىگرى نمىشود كرد كه به طور جزم آيندهاى را پيشبينى نمود . ولى به صورت اميدوارى ، براى ما وضع حاضر بسيار بسيار اميدوار كننده است كه انقلاب اسلامى در آن جهتِ خودش به آن ثمر اسلامىاى كه بايد برسد ، در آينده انشاءاللَّه خواهد رسيد .
- يعنى منظورتان اين است كه انقلاب اسلامى ايران در آينده مىتواند الگويى براى كشورهاى ديگر باشد ؟
استاد : ما اينچنين فكر مىكنيم ؛ فكر مىكنيم كه مىتواند الگويى باشد ، البته بعد از آن كه وضع داخلى خودش را سامان بدهد و خود را از يك نوع نابسامانيها و برخى رگههاى بيگانهاى كه در آن وجود دارد خالص كند .
- استاد ! به نظر شما چه شرايطى براى تداوم انقلاب لازم است ؟ آيا همانطور كه در يك سرى از سخنرانيهايتان فرموديد ، عدالت و آزادى ، معنويت و استقلال كافى به نظر مىرسد ؟
استاد : نه ، همانطورى كه توجه كرديد آنچه كه من در آن سخنرانيها گفتهام ، به عنوان شرايط است . شرايط يعنى چيزهايى كه بدون آنها مشروط امكانپذير نيست ، اما معنىاش اين نيست كه حتما وجود آنها كافى است و هيچ شرط ديگرى در كار نيست . معمولا وقتى كه مىگويند شرايط ، به اصطلاح شرط لازم را بيان مىكنند نه شرط كافى . آنچه كه من در آنجا گفتم يك سلسله از شرايط لازم بود . مقصود من اين بود كه اين انقلاب اسلامى اگر بخواهد سلب كننده آزاديها باشد ، اين يك آفتى است در آن ، و اگر بخواهد نسبت به عدالت اجتماعى به معنى دقيق كلمه حساسيت كافى نداشته باشد به خطر خواهد افتاد . اگر تحت تأثير مكتبهاى ماترياليستى معنويت را كوچك و ضعيف بشمارد و گرايش مادى زياد پيدا كند ، باز به خطر خواهد افتاد . اگر استقلال را ، چه استقلال سياسى ، چه استقلال اقتصادى و چه استقلال مكتبى ( يعنى
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 308
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٣٠٨