تفسير معنويت به ماديت !
متأسفانه گاهى ديده مىشود كه در بعضى از نوشتههاى امروزى و در برخى از تفسيرهايى كه درباره قرآن نوشته مىشود ، آنچه كه معنويت است تفسير به ماديت مىكنند و با اين كار به حساب خودشان براى اسلام فرهنگ انقلابى تدوين مىكنند .
در قرآن بارها و بارها كلمات « آخرت » و « قيامت » به كار رفته است و بدون شك در همه جا مقصود اين بوده كه بعد از اين دنيايى كه در آن زندگى مىكنيم عالم ديگرى وجود دارد . اما گويا به نظر اين آقايان اين كه در قرآن از عالم ديگرى اسم برده مىشود ضعف قرآن است . لذا هرجا كه اسم آخرت آمده مىگويند مقصود سرانجام است : سرانجام هر كار ، سرانجام هر مبارزه . اين افراد مىخواهند پايههاى معنويت قرآن را از ميان ببرند و متأسفانه صرفا بر روى عدالت فكر مىكنند ، تصور مىكنند بدون معنويت عدالت امكانپذير است .
ولى اولا از يك سو معنويت در قرآن قابل توجيه و تأويل نيست ، و از سوى ديگر بدون بال معنويت از بال عدالت كارى ساخته نيست . از نظر قرآن ، معنويت پايه تكامل است . اين همه عبادات كه در اسلام بر روى آن تكيه شده است براى تقويت جنبه معنوى روح انسان است . زندگى پيامبر را ببينيد ، با آن همه گرفتارى و مشغلهاى كه دارد باز در همان حال قرآن مىگويد :
انَّ رَبَّكَ يَعْلَمُ أنَّكَ تَقومُ أدْنى مِنْ ثُلُثَىِ اللَّيْلِ وَ نِصْفَهُ وَ ثُلُثَهُ وَ طائِفَةٌ مِنَ الَّذينَ مَعَكَ وَ اللَّهُ يُقَدِّرُ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ عَلِمَ أنْ لَنْتُحْصوهُ فَتابَ عَلَيْكُمْ « 1 » .
خدا آگاه است كه تو در حدود دو ثلث شب را به عبادت قيام مىكنى ، گاهى حدود نصف آن و لااقل ثلثى از شب ، و گروهى از كسانى كه با تو هستند [ نيز چنين مىكنند ] . . .
و يا خدا به پيامبرش تأكيد مىكند كه : قسمتى از شب را براى عبادت برخيز ، تهجّد كن ، نماز شب بخوان تا به مقام محمود برسى « 2 » .
هامش
( 1 ) . مزّمّل / 20 .
( 2 ) . اسراء / 79 .