وقتى يك چيز ديگر به جاى اين تيراندازى و اسبدوانى آمد و وظيفهء آن را چيز ديگر دارد انجام مىدهد پس شكل اجرايى «
أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَيْلِ
» اين نيست ، چيز ديگر است ، در شكل ديگر بايد اجرا بشود .
اسلام براى نيازهاى ثابت قانون ثابت وضع مىكند ولى براى نيازهاى متغير وضع متغير در نظر مىگيرد . وضع متغير اين است كه اين را پيوند كرده با آن اصل ثابت . براى يك عالم دانشمند روشنفكر اسلامى كافى است كه بگويد موضوع تغيير كرد ، آنچه كه من بايد اجرا كنم آن است . مىگوييد مسابقه حالا با تفنگ است ؟
بسيار خوب ، اين به جاى آن . اكنون بايد با هواپيماهاى ميگ و فانتوم مسابقه داد ؟
بله ، اكنون مسابقه بايد در آن ميدان صورت بگيرد ؛ چون اسلام عاشق تير و كمان كه نيست ، اسلام عاشق قوّت و نيرومندى است . آن را به خاطر اين گفته است . اين قالب و پيكرى است از براى آن روح . و باز هم من مثال در باب علم و غير علم زياد دارم .
براى عرايض من تتمهاى باقى مانده ، اگر اجازه بفرماييد در فرصت ديگرى دربارهء اين موضوع صحبت بكنم . پيش بينىهاى ديگرى هست كه در سيستم قانونگذارى اسلام شده است كه همان پيش بينىها يك تحرك و ديناميسمى در قوانين اسلامى به وجود آورده است . كشف ديناميسم در قوانين اسلام به شكلى كه اين كشف از خود اسلام انجام شود ، از مهمترين وظايف ماست و بهترين راه حل اين مشكل است .
و صلّى اللَّه على محمّد و إله الطاهرين