2 . حق عقل در حريم دين
در مورد عقل - اى افسوس ! - شما كدام كتاب مذهبى را در دنيا پيدا مىكنيد كه به اندازهء قرآن براى عقل احترام قائل شده باشد ؟ شما چنين افتخارى را كه در فقه اسلامى - مخصوصاً در فقه شيعه - هست در كجاى دنيا پيدا مىكنيد ؟ وقتى كه منابع تشريع را ذكر مىكنند ، مىگويند كتاب ، سنت ، اجماع ( يعنى عمل قطعى كه دليل باشد بر اينكه از پيغمبر رسيده است ) ، چهارم عقل . اين عقلى كه دنياى مسيحى راه نمىدهد از نزديكِ مذهب عبور كند ، اسلام او را به عنوان يكى از منابع تشريع خودش مىشمارد . ما در قرآن هيچ جا تعبيرى نمىبينيم كه كلمهء تند و خشنى به كار برده باشد مگر يكى دوجا . يك جا دربارهء كسانى است كه تعقل نمىكنند :
وَ يَجْعَلُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لا يَعْقِلُونَ
« 1 » .
يك نكتهء ديگر هم خيلى جالب است . شما در ميان هو كردنها يعنى در ميان تقبيح كردن ديگران ، انواع تقبيحها را مىبينيد . يكى به ديگرى مىگويداى بى حميّت ! ديگرى مىگويد : اى بىدين ! يك جملهء روشنفكرانه اخيراً در زمان ما پيدا شده است ؛ روشنفكرها وقتى مىخواهند ديگران را تحقير كنند مىگويند برو مرتجع ، برو كهنه فكر ، برو مقلّد ؛ روشنفكر باش . اولين كتابى در دنيا كه وقتى خواسته ديگرى را تحقير كند او را به ارتجاع نسبت داده ، قرآن است . قرآن وقتى كافر را تحقير مىكند مىگويد برو بىشعور ، برو پيرو آباء و اجداد ، برو غيرقادر به تجزيه و تحليل :
أَ فَلا يَعْقِلُونَ -
أَ فَلا تَتَفَكَّرُونَ
عقلت كجاست ؟ تو كه اهل
إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا عَلى أُمَّةٍ
« 2 » هستى ! برو دنبال كارت ! كدام كتاب را شما پيدا مىكنيد كه چنين منطق و چنين لحنى داشته باشد غير از قرآن ؟
3 . احترام به عمل و سخت كوشى
موضوع سوم احترام به عمل ، احترام به كار و كوشش ، آن هم سخت كوشى و جهاد به تعبير قرآن . در وقتى كه هرگونه توجه به زندگى را مُناسى عبادت و خداپرستى مىدانستند پيغمبر اسلام فرمود : الْكادُّ عَلى عِيالِهِ كَالْمُجاهِدِ فى سَبيلِ اللَّهِ « 3 » آن كسى كه در
هامش
( 1 ) يونس / 100
( 2 ) زخرف / 22
( 3 ) وسائل ، ج 12 / ص 43