تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 545

مساهمون:

ص٥٤٥
عرضه داشت ؟ . پاسخ اين پرسش اين است كه هنر ماركس در اين نبود كه توانست نظرات علمى صحيح به وجود آورد ، بلكه در اين بود كه توانست از بازوهاى مردم نيروى متشكلى به وجود آورد . ماركس يك مرد انقلابى مبرّز بود نه يك مرد علمى مبرّز . ماركس شعارهاى خوبى ابتكار كرد نه نظرات علمى متقنى . شعار با احساسات سروكار دارد و نظرات علمى با منطق . ماركس با ابتكار شعارها و با نشان دادن مظالم سرمايه دارها ، البته در اوضاع و احوالى كه مردم جهان ناراضى بودند ، توانست مشتهاى گره كرده زيادى به وجود آورد ، توانست با قدرت زور ، سوسياليسم را به وجود آورد و مالكيت فردى را تبديل به مالكيت اجتماعى و اشتراكى كند . بعلاوه اينكه مدعاى ماركس - يعنى سوسياليسم يا گرايش به عدالت - مطلبى بود كه زمينه قبول فراوانى در جهان داشت . پس مدعا از نظرى منطقى ، افكار ناراضى ، شعارها قوى ؛ ناچار قدرت عظيمى در دنيا از اين نظر به وجود آمد .

سوسياليسم و مالكيت فردى

در جزوه سرمايه دارى و سوسياليسم شاله صفحه 24 مىگويد : بر خلاف آنچه كه اغلب تصور مىرود ، رهبران مكتب سوسياليستى و مبلغين اين مكتب اصولًا با مالكيت فردى مخالفت نمىكنند و قبول دارند كه ثروت فردى اگر در نتيجه كار شخصى پيدا شده باشد مشروع و عادلانه است . ماركس مىگويد : الغاى مالكيت بورژوازى الغاى هر نوع مالكيتى نيست . هم او مىگويد : جامعه بورژوازى مخالف مالكيت فردى مىباشد كه اساس آن بر كار شخصى استوار است . سوسياليسم مخالف جامعه بورژوازى مىباشد . ليكن چون مخالفت در مخالفت معادل موافقت است ، سوسياليسم موافق مالكيت فردى است كه اساس آن بر كار شخصى استوار است .