اتفاق نظر ميان علماى اسلام اعم از شيعه و سنى بوده باشد .
پيش از آنكه نقل اقوال كنيم دو مطلب بايد ذكر شود : يكى اينكه مسألهء پوشش را فقها در دو جا طرح مىكنند . يكى در باب نماز ، از باب اينكه در نماز واجب است كه زن تمام بدن خويش را بپوشاند ، خواه نامحرمى وجود داشته باشد و يا وجود نداشته باشد . در اينجا اين سؤال پيش مىآيد كه آيا وجه و كفين هم در نماز بايد پوشيده باشد يا نه ؟ ديگر در باب نكاح ، به مناسبت بحث از اينكه خواستگار تا چه حدودى حق دارد به زن مورد نظر خود نگاه كند . در اينجا نيز معمولًا يك بحث كلى دربارهء پوشش و يا دربارهء جواز و عدم جواز نظر مىشود .
عليهذا از نظر فقه دو نوع « سَتر » داريم : ستر صلاتى ، يعنى پوششى كه در نماز بايد به كار برده شود كه البته شرايطى دارد از قبيل اينكه پاك باشد ، غصبى نباشد و غيره . و ستر غيرصلاتى كه در مقابل مردان بيگانه بايد رعايت شود و شرايط خاص نماز را ندارد . بعداً خواهيم گفت كه ظاهراً اختلافى نيست در اينكه ستر صلاتى و غيرصلاتى از نظر مقدار و حدود پوشش با هم تفاوت ندارند .
مطلب دوم اينكه فقها اصطلاحى دارند ، مىگويند : بدن زن جز چهره و دو دست « عورت » است . ممكن است اين تعبير در نظر بعضيها زننده جلوه كند روى اين جهت كه بگويند : « عورت » يعنى يك چيز زشت و مستقبح . آيا از نظر فقه اسلامى بدن زن جز چهره و دو دست يك چيز زشت و مستقبح است ؟ ! .
پاسخ اين است كه كلمهء « عورت » به معنى يك چيز زشت و قبيح نيست . لهذا به هر امر زشت و قبيحى « عورت » گفته نمىشود و متقابلًا كلمهء « عورت » در مواردى به كار برده مىشود كه هيچ گونه مفهوم قبح و زشتى ندارد .
مثلًا در قرآن كريم در داستان غزوهء احزاب كه اشاره به بهانه جويى برخى ضعيف الايمانها مىكند مىفرمايد : «
وَ يَسْتَأْذِنُ فَرِيقٌ مِنْهُمُ النَّبِيَّ يَقُولُونَ إِنَّ بُيُوتَنا عَوْرَةٌ وَ ما هِيَ بِعَوْرَةٍ إِنْ يُرِيدُونَ إِلَّا فِراراً
» « 1 » يعنى يك دسته از آنان از پيغمبر اجازهء مراجعت مىخواهند و مىگويند خانه هامان بىحفاظ است ، حصار كافى ندارد و حال آنكه خانه هاشان بىحفاظ نيست ، جز فرار قصدى ندارند .
در اينجا كلمهء « عورت » در مورد خانه به اعتبار بىحفاظ بودن آن به كار رفته
هامش
( 1 ) . احزاب / 13