تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
شهوت است ، حس استخدام و بهره بردارى است ، همان چيزى است كه انسان را با مأكولات و مشروبات و ملبوسات و مركوبات پيوند مىدهد . اينها نمىدانند كه در خلقت و طبيعت ، علاوه بر خودخواهى و منفعت طلبى علايق ديگرى هم هست . آن علايق ناشى از خودخواهى نيست ، از علاقهء مستقيم به غير ناشى مىشود . آن علايق است كه منشأ فداكاريها و گذشتها و رنج خود و راحت غير خواستن‌ها واقع مىشوند . آن علايق است كه نمايش دهندهء انسانيت انسان است ، بلكه قسمتى از آنها يعنى در حدودى كه به جفت و فرزند مربوط است در حيوانات نيز ديده مىشود . اين افراد گمان كرده‌اند كه مرد به زن هميشه به آن چشم نگاه مىكرده و مىكند كه احياناً يك جوان عزب به يك زن هرجايى نگاه مىكند ؛ يعنى فقط شهوت است كه آن دو را به يكديگر پيوند مىدهد ، در صورتى كه پيوندى بالاتر از شهوت هست كه پايهء وحدت زوجين را تشكيل مىدهد . آن همان چيزى است كه قرآن كريم از آن به نامهاى « مودّت و رحمت » ياد كرده است . مىفرمايد : «
وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً
» « 1 » چقدر اشتباه است كه تاريخ روابط زن و مرد را فقط از نظر حس استخدام و استثمار و بر پايهء اصل تنازع بقا تفسير كنيم ، و چقدر مهملات در اين زمينه بافته شده است ! راستى من وقتى كه برخى نوشته‌ها را مىخوانم و مىبينم در تفسير تاريخ روابط زن و مرد ، يگانه اصلى را كه به كار مىبرند اصل تضاد است ( زن و مرد را مانند دو طبقهء ديگر اجتماعى كه دائماً در جنگ و كشمكش بوده است فرض مىكنند ) دچار تعجب مىشوم و بر جهالت و نادانى آنها تأسف مىخورم . اگر تاريخ روابط پدران و فرزندان را بتوان از نظر حس استخدام و استثمار تفسير كرد ، روابط تاريخى زنان و شوهران را نيز مىتوان از اين نظر تفسير كرد . درست است كه مرد از زن هميشه زورمندتر بوده است ، اما قانون خلقت مرد را از نظر غريزى به شكلى قرار داده است كه نمىتوانسته است نوع ستمهايى كه به غلامان و بردگان و زيردستان و همسايگان خود روا مىداشته در بارهء زن روا دارد ، همان طورى كه نمىتوانسته است آن نوع ستمها را بر فرزندان خود روا دارد . من منكر ستمهاى مردان بر زنان نيستم ، منكر تفسيرى هستم كه از اين ستمها
هامش
( 1 ) . روم / 21 .