تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 120

مساهمون:

ص١٢٠
است ، به عبارت ديگر شكل اجرايى اصل «
وَ لا تَأْكُلُوا أَمْوالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْباطِلِ
» است ؛ بلكه اگر پاى مبادله هم در ميان نباشد هيچ ثروتى را نمىتوان بيهوده از ديگرى تملك كرد و به مصرف رسانيد . اين اصل يك اصل ثابت و همه زمانى است و از احتياج اجتماعى ثابتى سرچشمه گرفته است اما اينكه خون و مدفوع ثروت شمرده نشود و قابل مبادله نباشد مربوط است به عصر و زمان و درجهء تمدن ، و با تغيير شرايط و پيشرفت علوم و صنايع و امكان استفاده‌هاى صحيح و مفيدى از آنها ، تغيير حكم مىدهند . مثال ديگر : اميرالمؤمنين على عليه السلام در اواخر عمر با اينكه مويش سپيد شده بود رنگ نمىبست ، محاسنش همچنان سپيد بود . شخصى به آن حضرت گفت : مگر پيغمبر اكرم دستور نداد كه : « موى سپيد را با رنگ بپوشانيد » ؟ فرمود : چرا . گفت : پس چرا تو رنگ نمىبندى ؟ فرمود : در آن وقت كه پيغمبر اكرم اين دستور را داد مسلمانان از لحاظ عدد اندك بودند . در ميان آنها عده‌اى پيرمرد وجود داشت كه در جنگها شركت مىكردند . دشمن كه به صف سربازان مسلمان نظر مىافكند و آن پيرمردان سپيدمو را مىديد ، اطمينان روحى پيدا مىكرد كه با عده‌اى پيرمرد طرف است و روحيه‌اش قوى مىشد . پيغمبر اكرم دستور داد كه رنگ ببندند تا دشمن به پيرى آنها پى نبرد . آنگاه على فرمود : اين دستور را پيغمبر اكرم در وقتى صادر كرد كه عدد مسلمانان كم بود و لازم بود از اين گونه وسايل نيز استفاده شود . اما امروز كه اسلام سراسر جهان را فرا گرفته است نيازى به اين كار نيست . هر كسى آزاد است كه رنگ ببندد يا رنگ نبندد . از نظر على عليه السلام دستور پيغمبر اكرم به اينكه « رنگ ببنديد » اصالت نداشته است ، شكل اجرايى دستور ديگرى بوده است ، جامه‌اى بوده است كه به تن يك قانون اصلى يعنى كمك نكردن به تقويت روحيهء دشمن پوشانيده شده بوده است . اسلام ، هم به شكل و ظاهر و پوسته اهميت مىدهد و هم به روح و باطن و مغز ، اما همواره شكل و ظاهر را براى روح و باطن ، پوسته را براى هسته ، قشر را براى مغز و جامه را براى تن مىخواهد .

مسألهء تغيير خط

امروز در كشور ما مسأله‌اى مطرح است به نام « تغيير خط » . اين مسأله همچنان كه از نظر زبان و ادب فارسى قابل بررسى است ، از نظر اصول اسلامى نيز قابل بررسى