تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 392

مساهمون:

ص٣٩٢

گره گشايى

صفوان در محضر امام صادق نشسته بود . ناگهان مردى از اهل مكه وارد مجلس شد و گرفتاريى كه برايش پيش آمده بود شرح داد . معلوم شد موضوع كرايه‌اى در كار است و كار به اشكال و بن بست كشيده است . امام به صفوان دستور داد : « فورا حركت كن و برادر ايمانى خودت را در كارش مدد كن . » . صفوان حركت كرد و رفت و پس از توفيق در اصلاح كار و حل اشكال مراجعت كرد . امام سؤال كرد : « چطور شد ؟ » . - خداوند اصلاح كرد . - بدان كه همين كار به ظاهر كوچك كه حاجتى از كسى برآوردى و وقت كمى از تو گرفت ، از هفت شوط طواف دور كعبه محبوبتر و فاضلتر است . بعد امام صادق به گفتهء خود چنين ادامه داد : « مردى گرفتارى داشت و آمد حضور امام حسن و از آن حضرت استمداد كرد . امام حسن بلافاصله كفشها را پوشيده و راه افتاد . در بين راه به حسين بن على رسيدند درحالى كه مشغول نماز بود . امام حسن به آن مرد گفت : « تو چطور از حسين غفلت كردى و پيش او نرفتى ؟ » گفت : « من اول خواستم پيش او بروم و از او در كارم كمك بخواهم ، ولى چون گفتند