نكرديم و آنان را سخت پراكنده نموده و از خانه و كاشانه خويش آواره ساخته و آنان را به شهادت رسانديم .
( 1 )
« امّا الأكبر فخالفناه ، و امّا الأصغر فخذلنا ،
وَ مَزَّقْناهُمْ كُلَّ مُمَزَّقٍ
. »
اينجاست كه من به آنان خواهم گفت : برويد و از من دور شويد ! و آنگاه است كه آنان در حالى كه سخت تشنه و درماندهاند و چهرههايشان سياه گشته و بر آن گرد و غبار خفّت و رسوايى گناه و بيدادگرى نشسته است ، از راهى كه آمدهاند بازمىگردند .
« فاقول : اليكم عنّى فيصدرون عطاشا مسوّدة وجوههم . »
سپس پرچم ديگرى كه نورافشان است و از آن فروغى پرتو افكن مىباشد بر من وارد مىگردد ، و من به آنان خواهم گفت : شما چه كسانى هستيد ؟
« ثمّ ترد على راية اخرى تلمع نورا فاقول لهم : من انتم ؟ »
آنان پاسخ مىدهند : ما مردمى توحيدگرا و پروا پيشه و از حقجويان و حق طلبان و حق پرستان و حق پذيرانيم .
« نحن اهل كلمة التوحيد و التّقوى من امة محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم . »
ما كسانى هستيم كه كتاب پرشكوه خدا ، قرآن شريف را گرامى داشتيم و آن را بسان جان شيرين و عزيزتر از آن حفظ كرديم و از خطرهاى رنگارنگ پاس داشتيم و حلال آن را حلال و حرامش را حرام و ناروا شمرديم و به راستى به رهنمودهاى آن عمل كرديم و از هشدارهايش هشدار پذيرفتيم و از پند و اندرز و درسهاى انسانساز و عبرت آموز و عبرت انگيزش درسهاى عبرت گرفتيم و اندرزها پذيرفتيم .
« و نحن بقية اهل الحق ، حملنا كتاب اللَّه فاحللنا حلاله و حرمنا حرامه . . . »
ما مردمى هستيم كه خاندان گرانمايهء پيامبر را گرامى و پابرجا نگاه داشتيم و از جان گرامى آنان پاس داشتيم ، چرا كه همان گونه كه از جان و مال و هستى و امكانات و فرزند و خانوادهء خويش دفاع مىنموديم ، آنها را يارى مىكرديم ، از حقوق و كرامت و شكوه و معنويّت و امنيّت و آزادى خاندان پيامبر در برابر بيداد پيشگان و تجاوزكاران دفاع كرديم و آنان را با همهء وجود يارى نموديم و دوشادوش آنان با دشمنان ددمنش و تجاوزكارشان به رويارويى برخاستيم .
« و احيينا ذرّية محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ، فنصرناهم من كلّ ما نصرنا منه انفسنا ، و قاتلنا معهم من