« أُولُو الْابْقاءِ » يعنى كسانى كه بر نفوس خودشان ابقاء مىكنند [ مىداند ] و مىگويد در آيهء بعدى :
« وَ ما كانَ رَبُّكَ لِيُهْلِكَ الْقُرى بِظُلْمٍ . . . »
،
« بِظُلْمٍ »
يعنى « بِشِرْكٍ » ؛ مقصود از ظلم ، شرك است و معناى آيه اين مىشود كه پروردگار به شرك ، قريهها را هلاك نمىكند اگر اهل اصلاح و رعايت عدالت باشند .
كلام شهرستانى در اينكه هستهء همهء حوادث در قرن اول ريخته شد
در صفحهء 5 سموّ المعنى از شهرستانى در ملل و نحل نقل مىكند كه گفته : « كلّ التبليلات الّتى مرّت بالتاريخ الاسلامى سواء فى العقيدة أو السياسة يمكننا أن نجد لها مرتجعاً و مردّاً فى حوادث صدر التاريخ » « 1 » .
مرد بزرگ يعنى چه ؟
مردان بزرگ تاريخ ، عظمت و بزرگى : مقياس عظمت و بزرگى افراد ، شخصيت روحى آنهاست . البته واضح است كه مقياس عظمت افراد ، مشخصات بدنى يا نژادى آنها نيست . ما در تاريخ به افراد و اشخاصى برمىخوريم كه آنها افراد برجستهء تاريخ به شمار مىروند و در صفحات تاريخ مانند قلههاى كوه بر روى صفحهء زمين برجستگى دارند و نمايان مىباشند ، بر خلاف ساير افراد كه در حكم سنگريزهها بر روى صفحهء تاريخ به شمار مىروند كه انسان در همان نقطهء بالخصوص اگر بايستد و مطالعه كند آنها را مىبيند ، و بعضيها هم اين قدر ريز و كوچكند كه اصلًا ديده نمىشوند .
مثلًا اسكندر و ناپلئون و نادر و شاه اسماعيل و امثال اينها افراد بزرگ و برجستهء تاريخند ، همان طورى كه انبياء بزرگ و اولياء بزرگ الهى نيز مانند ابراهيم و موسى و عيسى عليه السلام و محمد صلى الله عليه و آله و على عليه السلام از برجستگان تاريخ و بزرگان بشريتند .
حالا مىخواهيم ببينيم بزرگى دستهء اول و دستهء دوم با هم قابل مقايسه هستند يا نه ؟ البته نه ، زيرا درست است كه آن افراد از آن جهت كه همت بزرگ و ارادهء قوى داشتهاند و شعاع دايرهء خواستشان طولانى بوده و به كم و كوچك قناعت نداشتهاند
هامش
( 1 ) . [ تمام مشكلات و گرفتاريهايى كه بر تاريخ اسلامى گذشته است ، در عقيده باشد يا سياست ، ما را رسد كه سرچشمهء آن را در حوادث صدر تاريخ بيابيم . ]