مبارزه با جهل و ظلم
در زمان ما مبارزه با مرض ، مبارزه با فقر ، مبارزه با جهل اصطلاح شده و اعمال مقدسى ناميده مىشود ولى البته هيچ كدام اينها به پاى مبارزه با جهل مردم و با ظلم نمىرسد كه فدا دادن لازم است .
در قرآن كريم ، شهداء در رديف انبياء و صدّيقين ذكر شده :
« وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقِينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحِينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفِيقاً »
« 1 » .
شهيد غسل و كفن ندارد ، « خون ، شهيدان را ز آب اولىتر است . . . » .
چرا كوفيان به جنگ حسين عليه السلام رفتند ؟
علت اينكه كوفيان در عين علاقه به حسين عليه السلام مىجنگيدند ، يكى رعب و ترس بود كه از زمان زياد و معاويه ترسيده بودند و خود عبيد الله هم با كشتن ميثم و رُشَيْد و مسلم و هانى آنها را مرعوب كرده بود و به عبارت ديگر مردم از زن و مرد ، مستسبَع و اراده باخته شده بودند ، نمىتوانستند مطابق عقل خودشان تصميم بگيرند . در ايام كربلا هم يك جُندى را كه كندى مىكرد گردن زد ، ديگران كار خود را فهميدند . ديگرى حرص و طمع به مال و جاه دنيا بود ، مثل خود عمر سعد كه او گرفتار عذاب وجدان بود و مىگفت : « فَوَ اللَّهِ ما ادْرى وَ انّى لَحائِرٌ افَكِّرُ فى امْرى . . . » « 2 » . عبيد الله زياد به محض ورود به كوفه ، عرفا را خواست و گفت : اگر مخالفى در يكى از عرافهها موجود باشد او را از عطا اسقاط مىكنم .
عامر بن مجمع عبيدى ( يا مجمع بن عامر ) گفت : « امّا رُؤَساؤُهُمْ فَقَدْ اعْظِمَتْ رِشْوَتُهُمْ وَ مُلِئَتْ غَرائِرُهُمْ » « 3 » .
هامش
( 1 ) . نساء / 69 . [ و هركس از خدا و پيامبر اطاعت كند ، اينان با كسانى هستند كه خداوند به ايشان نعمت داده يعنى پيامبران و صدّيقان و شهيدان و صالحان ، و ايشان رفيقان خوبى هستند . ]
( 2 ) . [ به خدا سوگند نمىدانم ، و من سرگردان مانده و در كار خويش انديشه مىكنم . ]
( 3 ) . [ اما رؤساى آنها كه رشوهء فراوان بدانها داده شده و خُرجينهايشان پر شده است . ]