بلكه وسيله بود ، مرغ آرزو در اطرافش پر و بال نمىزند و پر نمىگشايد و آمدن و رفتنش شادمانى يا اندوه ايجاد نمىكند .
اما بايد ديد كه آيا زهد و اعراض از دنيا كه در نهج البلاغه به پيروى از تعليمات قرآن زياد بر آن اصرار و تأكيد شده است ، صرفاً جنبهء روحى و اخلاقى دارد و به عبارت ديگر زهد صرفاً يك كيفيت روحى است يا آنكه جنبهء عملى هم همراه دارد ؟ يعنى آيا زهد فقط اعراض روحى است يا توأم است با اعراض عملى ؟ .
و بنا بر فرض دوم آيا اعراض عملى محدود است به اعراض از محرمات و بس كه در خطبهء 80 به آن اشاره شده است و يا چيزى بيش از اين است آنچنان كه زندگى عملى على عليه السلام و پيش از ايشان زندگى عملى رسول اكرم صلى الله عليه و آله نشان مىدهد ؟ .
و بنا بر اين فرض كه زهد محدود به محرمات نيست ، شامل مباحات هم مىشود ، چه فلسفهاى دارد ؟ زندگى زاهدانه و محدود و پشت پازدن به تنعمها چه اثر و خاصيتى مىتواند داشته باشد ؟ .
و آيا بهطور مطلق بايد عمل شود و يا صرفاً در شرايط معينى اجازه داده مىشود ؟ .
و اساساً آيا زهد در حد اعراض از مباحات ، با ساير تعليمات اسلامى سازگار است يا خير ؟ .
علاوه بر همهء اينها ، اساس زهد و اعراض از دنيا بر انتخاب كمال مطلوبهايى ما فوق مادى است ؛ آن كمال مطلوبها از نظر اسلام چيست ؟ مخصوصاً در نهج البلاغه چگونه بيان شده است ؟ .
اينها مجموع سؤالاتى است كه در زمينهء مسألهء زهد و اعراض از دنيا ، كوتاهى آرزو - كه در نهج البلاغه فراوان در بارهء آنها بحث شده - بايد روشن شود .
در فصول آينده اين سؤالات را مطرح و بدانها پاسخ مىگوييم .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 513
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٥١٣