تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
كه اين‌طور نباشيد . اين شخص انسانى را مسلمان كرد و بعد به دست خودش مرتد و كافر كرد . خيلى چيزهاست كه اثر تنفير دارد يعنى مردم را از اسلام متنفّر مىكند . مثلًا نظافت در اسلام بدون شك سنت و مستحب مؤكَّد است . نظافت از ايمان است و پيغمبر ما نظيفترين مردم زمان خودش بود . امروز هم اگر پيغمبر مىبود او را مردى فوق العاده نظيف مىديديم . يكى از چيزهايى كه پيغمبر هيچ وقت از آن جدا نمىشد و توصيه مىكرد استعمال عطر و بوى خوش است . در عين حال نظافت سنت و امرى مستحب است و واجب نيست . حال اگر يك نفر مبلّغ لباسش كثيف و چركين و بدنش متعفّن باشد ، از نظر فقهى شايد نشود گفت او كار حرامى مرتكب شده ، ولى شما اين حساب را كنند كه اين آدم با اين وضع كثيف و چركين و متعفّن آمده به يك جوان خيلى نظيف و پاكيزه مىگويد من مىخواهم تو را به اسلام دعوت كنم و تبليغ نمايم . اين اگر سخنانش از جواهر هم باشد او زيربار حرفش نمىرود . متكلّمين حرف خوبى مىزنند ، مىگويند يكى از شرايط نبوت اين است كه در پيغمبر صفتى كه موجب تنفّر مردم باشد وجود نداشته باشد ولو نقص جسمى . مىدانيم كه نقص جسمى به كمال روحى انسان صدمه نمىزند . فرض كنيد انسانى يك چشمش كور است ، صورتش هم يكورى است و وقتى نگاه مىكند يكورى نگاه مىكند . اين مگر نقصى است در روح انسان ؟ نه ، ممكن است اين آدم در حد سلمان فارسى باشد ، از سلمان فارسى هم بالاتر باشد ، ولى آيا چنين آدمى با چنين قيافه‌اى مىتواند پيغمبر باشد يا نه ؟ متكلّمين مىگويند نه ، چون قيافه‌اش نفرت‌آور است ؛ نقص نيست ولى نفرت‌آور است . پيغمبر بايد شرايطى در او باشد كه وجودش حتى از جنبهء جسمانى جذّاب باشد و لااقل نفرت‌آور نباشد ، با اينكه نقص جسمى نقص روحى نيست . پس وقتى كه قيافهء يك نفر مبلّغ و دعوت كنندهء به خدا نبايد متنفِّر باشد ، ساير خصوصيات او از جمله رفتار و كردارش و سخنانى كه مىگويد نبايد طورى باشد كه در مردم نفرت و تنفّر و فرار ايجاد كند .

ملامت زياد

خشونتها و ملامتهاى زياد از اين قبيل است . ملامت گاهى خيلى مفيد است . گاهى يك انسان با ملامت غيرتش تحريك مىشود . ولى ملامت هم جا دارد . گاهى