چند مفهوم مذهبى تاريخى
در جلسهء پيش راجع به لغت « دين » بحث كرديم . دو سه لغت ديگر در اين زمينه داريم ، روى اينها هم از جنبهء تفسير تاريخ بحث كنيم . يكى از آنها كلمهء « اسلام » و ديگرى كلمهء « ايمان » است . اسلام خودش يكى از همان معناهاى دين است كه در جلسهء پيش گفتيم ، يعنى يك نظام الهى كه مشتمل بر يك سلسله بينشها و گرايشها و دستورالعملهاست .
معنى اسلام
اسلام ، هم به معنى اسم مصدرى به كار برده مىشود يعنى آن دين ، همين مجموع و نظام ، و هم به معناى مصدرى استعمال مىشود يعنى اسلام آوردن ، تسليم اين نظام شدن ، كه از نظر اصول ظاهرى و مقرراتى با شهادتين اعلام مىشود كه من تسليم اين نظام هستم . و وقتى كه كسى با شهادتين ، با گفتن دو كلمهء شهادت اعلام كرد كه من تسليم اين نظام هستم ، ما موظف هستيم كه مادام كه بر ما خلافش با يك اصول معين ثابت نشده ، او را داخل در زمرهء مسلمين بدانيم و احكام مسلِم بر او جارى كنيم و حتى حق تجسس نداريم و تا هر حدى كه ممكن است بايد بپذيريم . قرآن تصريح مىكند :
وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقى إِلَيْكُمُ السَّلامَ لَسْتَ مُؤْمِناً
« 1 » كسى كه مىگويد من مسلمانم ، شهادتين مىگويد ، شما نگوييد نه ، تو دروغ مىگويى . خلاصه تفتيش عقايد نبايد بكنيد .
هامش
( 1 ) نساء / 94 .