اينكه روحاً در مقابل حقيقت جحود مىورزد و استكبار مىكند ، در خارج هم استكبار مىكند .
آيات استكبار
حالا آياتى را كه در آن استكبار هست مىخوانم . در سورهء اعراف ، آيهء 40 :
إِنَّ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا وَ اسْتَكْبَرُوا عَنْها لا تُفَتَّحُ لَهُمْ أَبْوابُ السَّماءِ
« آنان كه آيات ما را دروغ مىپندارند ، تكذيب مىكنند و تكبر مىورزند از آيات ما . . . » ظاهراً هيچ شك ندارد كه اين [ آيه ] مفهوم اخلاقى دارد و مفهوم اجتماعى ندارد يعنى نمىخواهد يك طبقهء مستكبر را ذكر كند كه عملًا در مقابل طبقهء مستضعف [ قرار دارند ، بلكه از ] مردمى كه در مقابل حقيقت خضوع ندارند [ سخن مىگويد . ] اينجا فقط « مستكبر » هست و « مستكبر فى الارض » هم نيست ، اسم مستضعفى هم برده نشده است .
ما فعلًا آياتى را مىخوانيم كه تنها استكبار در آنها ذكر شده . در همان سورهء اعراف ، آيهء 88 راجع به مخالفان شعيب مىگويد :
قالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا مِنْ قَوْمِهِ لَنُخْرِجَنَّكَ يا شُعَيْبُ
. از قوم شعيب ، آن گروه ملأ ، آنهايى كه استكبار ورزيدند گفتنداى شعيب ! ما تو را بيرون مىكنيم . اينجا اگرچه « اسْتَكْبَروا » با « فِى الْارْضِ » نيامده ولى كلمهء مَلَأ مىتواند قرينه باشد بر اينكه مستكبرِ اجتماعى را مىگويد ، چون مفسرين از قديم گفتهاند و لغت مىگويد كه ملأ به مردمى مىگويند كه چشم پركناند ، به چشم مىآيند ، چشمها را پر مىكنند . اين امر ممكن است از دو جهت باشد : يكى اينكه كسانى خيلى براى خودشان شخصيت اجتماعى درست كردهاند به طورى كه همهء مردم اينها را مىشناسند و همه جا اسمشان برده مىشود . امثال فخر رازى اغلب مىگويند ملأ يعنى اشراف ، شُرَفا ، آنهايى كه بزرگان ملت شناخته مىشوند . و ممكن است احياناً به مردمى به اعتبار انبوه بودن جمعيتشان كه چشم را پر مىكند مَلَأ بگويند ، ولى ظاهراً به اين معنا قرآن نگفته است .
در آيهء
« قالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا مِنْ قَوْمِهِ لَنُخْرِجَنَّكَ يا شُعَيْبُ »
ظاهر قضيه اين است كه اين استكبار استكبار اجتماعى است كه در واقع همان معناى استضعاف را مىدهد .
آيهء ديگر در سورهء
يا أَيُّهَا الْمُدَّثِّرُ
است ، آن آيهاى كه مىگويند شأن نزولش وليد بن مغيره است :
ذَرْنِي وَ مَنْ خَلَقْتُ وَحِيداً . وَ جَعَلْتُ لَهُ مالًا مَمْدُوداً
« 1 » تا آنجا كه مىفرمايد كه او گفت :
إِنْ هذا إِلَّا سِحْرٌ يُؤْثَرُ .
مى فرمايد :
ثُمَّ أَدْبَرَ وَ اسْتَكْبَرَ . فَقالَ إِنْ هذا إِلَّا سِحْرٌ يُؤْثَرُ
« 2 »
.
پشت كرد و استكبار كرد و گفت قرآن جز سحرى چيزى نيست ، جادويى بيش نيست . اين استكبار نيز معلوم است كه استكبار اخلاقى
هامش
( 1 ) مدثر / 11 و 12 .
( 2 ) مدثر / 23 و 24 .