كه امور اكتسابى هم قابل وراثت است كه رد شد . ولى يك سلسله امور فطرى هست كه حتى اينها روحى هم هست و خيلى اوقات ارثى است . اينكه مىگويند : « الْوَلَدُ سِرُّ ابيهِ » يك تجربهاى است ، يعنى در خيلى از افراد همان خصلتهاى خُلقى پدر [ وجود دارد . ]
- همين را معتقدند منتقل نمىشود ؛ يعنى ماديون مىگويند فقط جسميات يعنى شكل پدر به فرزند منتقل مىشود ولى روحيات او اصلًا منتقل نمىشود .
استاد : البته كليت ندارد ولى « اصلًا » نيست ، چون مىگويند وراثت وقتى كه منتقل مىشود ظاهر نمىشود . مثلًا ممكن است كه اخلاق و خصلتهاى يك فرد به فرزندش و به فرزند فرزندش منتقل شود بدون اينكه در او بروز داشته باشد ؛ در نسل هفتم يا هشتم - و شايد بيشتر - يك مرتبه تمام خصلتهاى آن جدّ هفتم يا هشتم در او بروز مىكند .
- مىگويند در مورد جسميات مثل رنگ چنين مىشود . مثلًا ديدهاند كه پدر سياه پوست بوده و مادر سفيد پوست ، در طول چهار نسل صفت مادر بر صفت پدر چربيده ولى نسل پنجم سياه پوست شده است .
استاد : خصلتهاى روحىِ وابسته به جسم منتقل مىشود . بعضى خصلتهاى روحى فقط يك سلسله استعدادهاست كه بستگى دارد به ساختمان جسمى ، چنان كه قديمىها افراد را [ از نظر مزاجى و اخلاقى ] تقسيم مىكردند به افراد بلغمى ، افراد صفراوى و غيره . اين بلغم و صفرا و گروه خون و غيره ، امورى جسمى است ولى همينها در زمينهء اخلاقى مؤثر است .
- ماديون ( ماركسيستها ) مىگويند همهء اينها اكتسابى است .
استاد : اين نظريه به فلسفهء ماركسيسم مربوط نيست ، حرفى است كه علماى فن بايد بگويند .
غرض اينكه اين مطلب به صورت يك احتمال و يك نظريهء احتمالى بود كه عرض كردم .
حال اگر كسى منكر اين نظريه باشد [ مسئله منتفى است ] و بعلاوه لزومى ندارد كه ما آن نظريهء نژادى را به خصلتهاى روحى سرايت بدهيم ، در همان حد خصلتهاى جسمى هم كافى است . مثلًا اگر بگوييم كه نژاد سفيد در شرايط خاصى تحولى در آن پيدا شد كه قوى شد ، در نتيجه نسل اينها هميشه قويتر هستند ، اعصاب قويترى دارند يا خونشان گروه خاصى است ، باز مىشود امر جسمى .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 78
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٧٨