سوى يك غايت حركت كردند به آن امت مىگويند ، اعم از اينكه آن غايت غايت خير باشد يا شر ، ماده باشد يا معنا ، و بلكه حتى قرآن به حيواناتى هم كه با يكديگر هماهنگ و هم مقصد هستند امت گفته ؛ همچنان كه امام هم يك معناى اعمى است در قرآن ، هم در مورد كسى كه هدايت مىكند يعنى به سوى حقيقت مىبرد امام گفته مىشود و هم در مورد كسى كه به سوى ضلالت مىبرد :
نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ
« 1 » يا :
فَقاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ
« 2 »
.
« اعتبر القرآن للامّة وجوداً » قرآن براى امت يعنى براى جامعه وجود قائل است ( غير از وجود افراد ) « و اجلًا » مدت و عمر قائل است غير از عمر افراد « و كتاباً » سرنوشت قائل است غير از سرنوشت افراد « و شعوراً » وجدان [ و شعور قائل است ] غير از شعور افراد « و فهماً » ( شعور و فهم يك معنى دارد ) « و عملًا » براى جامعه عمل قائل است « و طاعة و معصية » . آنوقت تعدادى آيه ذكر كردهاند . هر آيهاى براى يكى از اين مدعاهاست . « وجوداً و اجلًا و كتاباً و شعوراً و فهماً و عملًا و طاعة و معصية ، فقال :
وَ لِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ
» . وقتى « اجل » مىگويد قهراً وجود هم در آن ثابت مىشود .
هر امتى يك مدت و يك پايان دارد . امت از آن جهت كه امت است خودش يك عمر دارد كه غير از عمر افراد است .
فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِمُونَ
( اعراف ، آيهء 34 ) . بايد براى اين مدعا مطالعه بشود .
آيهء ديگر :
كُلُّ أُمَّةٍ تُدْعى إِلى كِتابِهَا
( جاثيه ، آيهء 28 ) هر امتى به سوى كتاب و سرنوشت خودش خوانده مىشود . غير از كتاب فرد است ، كتابِ جمع است . من سابق در حاشيه نوشتهام : ايضاً جلد 8 ، صفحهء 85 ، گفتهام كه به آنجا مراجعه بشود .
آيهء ديگر :
زَيَّنَّا لِكُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ
( انعام ، آيهء 108 ) براى هر امتى عمل خود آنها را در نظرشان زيبا كرديم ( مىفرمايد « براى امت » چنين كرديم ) . اين همان فهم و شعور است ؛ يعنى براى همهء امت يك نوع شعور و يك نوع درك و يك نوع وجدان قائل شده است . اين آيه را براى آن مدعا گفتهاند .
آيهء ديگر :
مِنْهُمْ أُمَّةٌ مُقْتَصِدَةٌ
( سورهء مائده ، آيهء 66 ) امتى ميانه رو . براى امت صفت ميانه روى را آورده . اين مربوط به مسئلهء عمل است . گفتيم براى امتها طاعت و معصيت قائل است :
أُمَّةٌ قائِمَةٌ يَتْلُونَ آياتِ اللَّهِ آناءَ اللَّيْلِ
( آل عمران ، آيهء 113 ) . اين آيه را آوردهاند براى اينكه يك امت را مطيع فرض كرده .
وَ هَمَّتْ كُلُّ أُمَّةٍ بِرَسُولِهِمْ لِيَأْخُذُوهُ وَ جادَلُوا بِالْباطِلِ لِيُدْحِضُوا بِهِ الْحَقَّ فَأَخَذْتُهُمْ فَكَيْفَ كانَ عِقابِ
( سورهء غافر كه همان حم سجده باشد ، آيهء 5 ) . براى امت عاصى اين آيه را مثال آوردهاند و
هامش
( 1 ) اسراء / 71 .
( 2 ) توبه / 12 .