يعنى قانع نيستيم به اينكه چون ايشان گفتهاند پس حتماً همين جور است . خودمان مستقلًا بحث مىكنيم ، ببينيم از اين آيات همين معنا كه منظور است استفاده مىشود يا نمىشود ، و آيا ما آيات ديگرى علاوه بر اينها داريم ؟
عرض كردم اگر ثابت كنيم كه تعليمات قرآن براساس اين است كه سعادت و كمال انسان فقط در زندگى اجتماعى است ، ثابت مىشود كه قرآن زندگى طبيعى انسان را اجتماعى مىداند نه اينكه زندگى اجتماعى را يك امر اضطرارى و اجبارى بداند كه به زور به انسان تحميل شده است .
ايشان اين چند آيه را راجع به اين مدعا كه عرض كرديم ذكر كردهاند كه تا هفتهء آينده رويش مطالعه بفرماييد . يكى آيهء معروف سورهء حجرات است :
يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا
« 1 »
.
آيا ما از اينجا اين معنا را خواهيم فهميد يا نه ؟ آيهء ديگر آيهء معروفى است در سورهء زخرف كه مىفرمايد :
نَحْنُ قَسَمْنا بَيْنَهُمْ مَعِيشَتَهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ رَفَعْنا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً سُخْرِيًّا
« 2 »
.
آيهاى است كه قطع نظر از اين جنبه ، از جنبههاى ديگر هم بايد رويش مطالعه كرد و ما قبلًا مطالعه كردهايم كه بعد دربارهء آن بحث مىكنيم .
آيهء ديگر آيهء 195 از آل عمران است كه با جملهء
بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ
تعبير شده . آيا اين
بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ
چه را مىخواهد بيان كند ؟ آيهء ديگر آيهء 54 از سورهء فرقان است كه مىفرمايد :
وَ هُوَ الَّذِي خَلَقَ مِنَ الْماءِ بَشَراً فَجَعَلَهُ نَسَباً وَ صِهْراً .
اين آيات و آيات ديگرى را ما بايد به دقت مطالعه كنيم ، ببينيم كه اين معنا و مقصود از اين آيات فهميده مىشود يا نه .
و اما راجع به بحث دوم كه جامعه از خودش حيات دارد و وجود جامعه وجود حقيقى است ، اينجا به اين تعبير ( تركيب اتحادى و . . . ) بيان نكردهاند ، تعبير را ما ذكر كرديم . فصلى دارند تحت عنوان « اعتبار الاسلام رابطةَ الفرد و المجتمع » ، در ذيل آنجا اين بحث ما را ذكر كردهاند . در صفحهء 102 بعد از آنكه مىگويند رابطهء فرد و جامعه يك رابطهء حقيقى است ، مطلب را به اين شكل بيان مىكنند : و هذه الرابطة الحقيقية بين الشخص و المجتمع ( يك رابطهء حقيقى است نه اعتبارى ) لا محالة تعدّى الى كينونة اخرى . در واقع به اين بيان است كه رابطهء افراد با يكديگر كه همان رابطهء فرد با جامعه است منجر به يك كينونت جديد يعنى وجود جديد مىشود . مىخواهند بگويند كه نظير تركيبهاى طبيعى است كه اگر دو ماده با يكديگر تركيب شدند ( تركيب حقيقى صورت گرفت يعنى روى يكديگر اثر گذاشتند ، اين روى آن تأثير كرد و آن روى اين ) بعد يك شىء جديد از ايندو به وجود مىآيد . مىگويند تركيبهاى حقيقى در يك چنين موردى است . ايشان هم مىخواهند
هامش
( 1 ) حجرات / 13 .
( 2 ) زخرف / 32 .