عشق « جايى است كان را نام نيست » ، و پير مغان كه گويندهء ايرانى درمان دردش را در دست او مىداند ، آن سفيدپوشان پنام بند و برسم به دستِ آتش زيرورو كن كه وقت خود را در بيهودهترين و خرافهترين كارهاى جهان تلف مىكنند نمىباشد ؛ آن پير مغان همان سالك راه و ولىّ ارشادكننده است كه ايرانى در دورهء اسلامى پس از آشنا شدن با مفاهيم عاليهء انسانى و عرفانى اسلامى با آن آشنا شده است .
اما آنها كه پورداود از آنها به پير مغان تعبير مىكند ، قرنهاست كه ايرانى به آنها تيپا زده و از محيط ايران بيرونشان افكنده است . اشتباه است كه بگوييم دست كسى به دامان آنها نمىرسد ؛ دست آنها به دامن ايران و ايرانى نمىرسد و اگر دست هيچ كس به دامان آنها نمىرسد ، دست آقاى پورداود كه خوب به دامان آنها رسيد ؛ ساليان دراز با پول سرشار آنها كه از جيب ملت ستمديدهء هند در اثر سازش با استعمار انگلستان به دست آوردهاند متنعم بود ، از پشت به ملت نجيب و شريف ايران خنجر مىزد و مىخواست از نو دست و پاى اين ملت را به زنجيرهاى پوسيدهء آتشدان و برسم و برسمچين و هومه و غيره ببندد .
متأسفانه آقاى دكتر معين - كه مورد علاقه و احترام ما هستند و در سالهاى آخر سلامت ايشان كه احياناً توفيق مصاحبت دست مىداد ، ايشان را مرد دور از انصافى نمىديديم و به اصول و شعائر اسلامى علاقهمند مىيافتيم - در اين كتاب تا حدود زيادى تحت تأثير پورداود قرار گرفتهاند و هدف او را تعقيب كردهاند و احياناً در دفاع از زردشتيگرى از اسلام مايه مىگذارند .
مثلًا در صفحهء 76 كتاب كه راجع به تاريخى يا موهوم بودن زردشت بحث مىكنند مىگويند :
« بعضى از دانشمندان مانند هوسينك فرضيهاى اظهار كردهاند مبنى بر اينكه زردشت كاملًا وجودى موهوم است ( نظير رستم و زال و اسفنديار . »
بعد ايشان مىگويند :
« بايد دانست كه موهوم بودن شخصيت فرد فرد پيامبران و پيشوايان دين از طرف اشخاص مختلف اظهار شده . »
و در پارقى مىگويند :
« حتى راجع به عيسى و محمد صلى الله عليه و آله . »
خيلى عجيب است كه كسى واقعيت تاريخى زردشت را با رسول اكرم صلى الله عليه و آله
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 239
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٢٣٩