هامش
است ؟ آن وقت اين هم از اين جهت درست است كه سالبهء به انتفاء موضوع است .
استاد : البته اين حرف شما همين است كه الآن مطرح شد و من جواب دادم ، گفتم كه حتى در قضاياى سالبه هم ما باز احتياج داريم به موضوع . نه فقط در قضاياى موجبه ، بلكه حتى در قضاياى سالبهء غير بتّيه احتياج به موضوع داريم .
- اين قضيهء حقيقيه را لابد از اين جهت گفتهاند حقيقيه كه به حقيقت شىء يعنى به ماهيت شىء كار دارد .
استاد : بله ، سر و كارش با ماهيت است بر خلاف خارجيه كه سر و كارش با عين وجود و با خارج است .
- يعنى حقيقت به اصطلاحى كه در اينجا مىگوييم در برابر واقعيت است .
استاد : نه ، اين حقيقت كه شما مىگوييد ، « بايد » ها در مقابل « هست » هاست . در اينجا « بايد » مقصود نيست . « حقيقت » در اينجا يعنى ماهيت ، يعنى ذات . اصطلاح قدماست .