تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 230

مساهمون:

ص٢٣٠
براى درياى زيبق ، فرع وجود درياى زيبق است و اين درياى زيبق هم در ذهن وجود دارد . همين جا ما بايد اجمالا اشاره‌اى بكنيم به يك تاريخچه‌اى كه بعد مىخواهيم آن را ذكر كنيم .

اشاره‌اى اجمالى به تاريخچهء اين برهان

به نظر ما خواجه اول كسى بوده است كه اين برهان را اقامه كرده است تحت اين عنوان كه اگر وجود ذهنى نباشد « لبطلت الحقيقيّه » « 1 » يعنى اگر وجود ذهنى نباشد قضيهء حقيقيه بىاساس مىشود و حال آنكه قضيهء حقيقيه داريم پس وجود ذهنى هم داريم . متأسفانه اين برهان بعدها به صورتهاى ديگر در آمده است . اگر اين برهان به همان صورت كه خواجه بيان كرده بود اقامه مىشد بهتر بود از آنچه كه حاجى در اينجا بيان كرده است . حال ، قضيهء حقيقيه هم خود داستان جالبى دارد ، هم در منطق اسلامى و هم در اصول اسلامى .

تاريخچهء قضيهء حقيقيه در علم منطق

قضيهء حقيقيه و خارجيه در منطق ارسطو نبوده است كما اينكه در منطق جديد هم نيست . اينكه قضيه منقسم مىشود به خارجيه و حقيقيه و ذهنيه ، و قضيهء حمليه است كه تقسيم مىشود به خارجيه و حقيقيه و ذهنيه ، و حساب قضيهء خارجيه از قضيهء حقيقيه جداست ، اين را براى اولين بار بوعلى طرح كرده است و قطعا در منطق ارسطو نبوده است . به عقيدهء بوعلى قضيهء حقيقيه واقعا يك قضيه حمليه است ؛ منتها قضيهء حقيقيه‌اى كه بوعلى گفته است بعدها در كلمات حاجى سبزوارى ارزش
هامش
استاد : بله ، به نحو قضيهء شرطيه مىگويند . ( 1 ) . [ عبارت خواجه در كتاب تجريد چنين است : « و هو ( اى الوجود ) ينقسم الى الذهنى و الخارجى و الّا لبطلت الحقيقية » . ]