علّت فعلش بدانند او را از مختار بودن سلب كرده اند ، و همچنين در مورد خدا . بعد اگر بگوييم چه فرقى مىكند كه لفظ را عوض كنيم ؟ در جواب مىگويند مسأله فقط لفظ نيست بلكه معنا مورد نظر ماست . مىگويند معلول نسبت به علّت ضرورت دارد و لذا عليت با فاعل مختار بودن مغايرت دارد . مىگويند اختيار در آنجايى است كه رابطهء بين اثر و مؤثر رابطهء ضرورت نباشد .
برخى از متكلمين اصل ضرورت را در جهان انكار مىكنند امّا برخى ديگر مىگويند مانعى ندارد كه بين اثرها و مؤثرها ضرورت وجود داشته باشد امّا هر جا كه فاعل مختار باشد اين ضرورت وجود ندارد . در مورد فعل مختار مىگويند آنكه مؤثر است ذات فاعل است امّا ضرورت ندارد نسبت به اثر ؛ وقتى فاعل مقارن با چيز خاصّى ( مثل زمانى ، مكانى ، . . . ) شد فعل ضرورت مىيابد . ولى حكما اين حرفها را هيچ قبول ندارند زيرا ضرورت بين فاعل و فعل او منافاتى با اختيار فاعل ندارد . مثلًا انسانى را فرض كنيد كه داراى ملكهء تقوا و عدالت نيست ؛ گاهى گناهى را مرتكب مىشود و گاهى مرتكب نمىشود . آيا اين شخص را مختار مىدانيم يا نه ؟ قطعا مختار مىدانيم . اكنون فرض كنيد كه همين شخص در اثر مصاحبت با اتقيا و صلحا داراى ملكهء تقوا مىشود ؛ مىشود مانند ابوذر ؛ يعنى شأن و مقام و روحيهاش آنچنان بالا مىرود كه هرگز دروغ نمىگويد يا مثلًا شرب خمر نمىكند ؛ به مرحلهاى مىرسد كه [ براى او ] انتخاب كار خوب تقريبا حكم ضرورت پيدا مىكند و ترك فعل بد نيز ضرورى مىشود . چنين شخصى به مرحلهاى مىرسد كه هرگز مرتكب گناه نمىشود . او مراتب معنوى را شهود مىكند . شهود مراتب معنوى براى معصوم مثلًا ، مانند شهود آتش است براى ما . براى ما محال است كه دست خود را وارد آتش كنيم ؛ آيا اين را « جبر » مىگوييم ؟ نه . صفات روحى و شهود معنوى معصوم هم طورى است كه محال است مرتكب گناه گردد ؛ آيا اين جبر است ؟ نه .
خدا هم كه بر اساس نهايت كمال و جمال خود هميشه كار خوب انجام مىدهد و خلقت مىكند ، روزى مىدهد ، . . . مجبور نيست بلكه همان ذات و همان صفات او ملاك اختيار كردن اوست افعال او را . . .
باز گرديم به مسألهء « ملاك نيازمندى به علّت » . گفتيم كه حدوث نمىتواند ملاك نيازمندى به علّت باشد . مثلًا ما شعاع خورشيد را از خورشيد مىدانيم كه اگر خورشيد نباشد شعاعش هم نخواهد بود . حال آيا اينكه اين شعاع بستگى به خورشيد
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 333
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٣٣٣