اكنون در اثر اين پيشامد مفروض حال شما چگونه خواهد بود ؟
البته همهء آنها كه مىديديد و به دل مىسپرديد عوض خواهد شد ولى نه اينكه همهء معلومات و مشهودات شما و حتى يك واحد از آنها تبديل به دروغ يا اشتباه شود يا معدوم گردد ؛ نه ، هرگز ؛ بلكه با حفظ همهء ذوات و فعاليتهاى مشهود آنها انتقال دومى مفروض ، تنها استقلال وجودى را از دست مشهودات نخستين شما مىگيرد .
هر يك از مشهودات شما پيش از انتقال نامبرده استقلال وجودى داشت كه در سايهء وى در ميدان عمل خود به فعاليت مىپرداخت ، و پس از انتقال نامبرده همهء استقلالهاى پراكنده در يك جا ( آئينه ) انباشته شده و تمركز مىيابد بىآنكه يكى از آن استقلالها گم شود يا سر سوزنى از فعاليت مشهودهاش كم شود .
شرح
به صورت موجودى در منتهى اليه مكان ، و يا به صورت موجودى كه نقشش اين بوده كه جهان را در لحظهاى آغاز كرده است نبايد تصور نمود ، اساساً وجود اشياء با مقايسه به وجود خداوند وجود حقيقى نمىباشند بلكه از قبيل « نمود » و « ظهور » است كه پيش از آنكه خود را نشان بدهد « او » را نشان مىدهد . از نظر غير اصيل بودن ، نسبت اشياء به ذات حق نظير نسبت « سايه » به « جسم » است .
معمولًا در مشرب فلسفى معمولى همانطور كه براى ساير اشياء « وجود » اثبات مىكنيم براى او نيز وجودى اثبات مىكنيم با اين تفاوت كه وجود او قائم به ذات و لايتناهى و ازلى و ابدى است و وجود ساير اشياء قائم به او و ناشى از او و محدود و حادث ، اما در حقيقت وجود تفاوتى ميان ذات واجب و ساير اشياء نيست .
اما در مشرب ذوقى اهل عرفان و مشرب حكمت متعاليهء صدرايى كه با برهان قويم تأييد شده است ، وجود اشياء نسبت به عدم وجود است ولى نسبت به ذات بارى لا وجود است ، نسبت به ذات بارى از قبيل سايه و صاحب سايه و يا عكس و عاكس است . مولوى مثل خوبى مىآورد ، مىگويد :مرغ بر بالا پران و سايهاش * مىدود بر خاك و پرّان مرغ وش
ابلهى صيّاد آن سايه شود * مىدود چندانكه بىمايه شود
بىخبر كان عكس آن مرغ هواست * بىخبر كه اصل آن سايه كجاست ؟
تير اندازد به سوى سايه او * تركشش خالى شود در جستجوافلاطون تمثيل عالى و معروفى در مقايسهء ماديات طبيعى و افراد جزئى با حقايق