جهان آفرينش آفريدگارى دارد
البته اين همان نظريه است كه در فصل گذشته گفتيم كه :
« بحث و كنجكاوى در اثبات و نفى وى جزء فطريات انسان بلكه هر موجود ذى شعور كه به قانون علت و معلول ايمان داشته و جهان را در حال اجتماع ببيند ، مىباشد . »
و نيز گفتيم كه :
« بسيارى از ماديين نتوانستهاند يا نخواستهاند معناى اين نظريه را چنان كه شايد و بايد بفهمند . » 1
شرح
( 1 ) . بزرگان گفتهاند : « خوب سؤال كردن نيمى از درك حقيقت است » . براى درك هر حقيقتى شرط اول اين است كه صورت مسأله به نحو صحيحى در انديشهء جويندهء حقيقت طرح شود ؛ پس از آنكه به صورت صحيحى در انديشهاش طرح شد امكان تحقيق و كاوش و استدلال برايش پيدا مىشود ؛ اما تا وقتى كه به صورت غلطى مطرح است امكان درك و تحقيق و استدلال نيست همچنانكه براى نشانه زدن ، شرط اول ، نشانه گيرى صحيح است ؛ يك نفر تير زن اگر به جاى هدف نقطهء ديگرى را غير از هدف اصلى نشانه گيرى كند هرگز موفق نخواهد شد هر چند تير زن ماهرى باشد و