نتيجه :
سلسلهء حركات منتهى مىشود به محركى كه متحرك نيست .
البته مقصود اين نيست كه حركات در زمان گذشته منتهى مىشوند به محركى كه متحرك نيست ، بلكه مقصود اين است : هر حركتى در زمان حركت خود محركى همراه دارد كه آن محرك يا ثابت است يعنى ماوراء الطبيعى است و يا متغير است يعنى طبيعى است ولى در نهايت امر توأم است به محركى ماوراء الطبيعى در زمان حركت .
در برخى مقدمات اين برهان خدشههايى ممكن است تصور شود ، خصوصاً با توجه به نظريهء فيزيك جديد دربارهء قانون جبر در حركت . ما در جلد سوم اصول فلسفه اندكى در اين باره بحث كردهايم . نظر به اينكه اين برهان به فرض تماميت ، « واجب الوجود » را اثبات نمىكند بلكه تنها ماوراء طبيعت را اثبات مىكند ، از توضيح بيشتر دربارهء آن خوددارى مىكنيم . اين برهان از براهينى است كه بر امتناع تسلسل علل مبتنى است .
برهان سينوى برهان معروف ابن سيناست كه خود ابن سينا آن را عالىترين برهان مىخواند و ما بعداً آن را توضيح خواهيم داد .
برهان صدرايى برهان معروف صدّيقين است كه مبتنى بر اصالت وجود و وحدت حقيقت وجود است . آن برهان در متن خواهد آمد و ما نيز توضيح خواهيم داد . اين برهان بر امتناع تسلسل علل مبتنى نمىباشد .
در مباحث علت و معلول براهين زيادى بر امتناع دور و تسلسل علل اقامه كردهاند و مخصوصاً در دورهء اسلامى از راههاى مختلف براهينى بر اين مطلب اقامه شده است . براهين امتناع تسلسل علل قهراً در براهين اثبات واجب به عنوان « دليل دليل » به كار برده مىشود يعنى دليلى كه يكى از مقدمات دليل ديگر را اثبات مىنمايد .
يكى از براهينى كه هم مىتواند برهان بر امتناع تسلسل باشد ، هم مىتواند مستقيماً بدون آنكه قبلًا امتناع تسلسل ثابت شده باشد وجود واجب را اثبات كند برهانى است كه از طريق « وجوب » يعنى از طريق قاعدهء « الشئ مالم يجب لم يوجد » اقامه شده است . خواجه نصير الدين طوسى در تجريد اين راه را براى امتناع تسلسل علل طى كرده است و ما در جلد دوم اصول فلسفه آن را با بيان خاصى تشريح [ كرده ] و توضيح دادهايم ولى صدر المتألّهين در جلد سوم اسفار اين راه را مستقيماً براى اثبات واجب طى كرده است بدون اينكه نيازى باشد كه قبلًا امتناع تسلسل علل اثبات شده
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 963
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٩٦٣