اينكه الهيات قابل تحقيق است ولى در الهيات نيز منحصرا لازم است از روش حسى و تجربى كه براى شناخت طبيعت مورد استفاده قرار مىگيرد استفاده كرد . اين دسته مدعى شدند كه از نظر قرآن تنها راه شناخت خداوند مطالعه در طبيعت و مخلوقات با استفاده از روش حسى است و هر راهى غير اين راه بيهوده است ، زيرا قرآن در سراسر آيات خود در كمال صراحت بشر را به مطالعه در مظاهر طبيعت كه جز با روش حسى ميسر نيست دعوت كرده است و كليد رمز مبدأ و معاد را در همين نوع مطالعه دانسته است .
فريد وجدى در كتاب على اطلال المذهب المادى و سيد ابو الحسن ندوى در ماذا خسر العالم بانحطاط المسلمين و همچنين نويسندگان اخوان المسلمين مانند سيد قطب و محمد قطب و غير اينها اين نظر را تبليغ و نظر مخالف را تخطئه مىكنند .
ندوى در كتاب خود در فصل « عبور مسلمانان از جاهليت به اسلام » تحت عنوان « محكمات و بيّنات در الهيات » مىگويد :
« پيامبران مردم را از ذات خدا و صفات او و آغاز و انجام جهان و سرنوشت بشر آگاه كردند و اطلاعاتى به رايگان در اين زمينهها در اختيار بشر قرار دادند ، او را از بحث در اين مسائل كه مبادى و مقدماتش در اختيار او نيست زيرا اين علوم ماوراء حس و طبيعت است بىنياز ساختند ، اما مردم اين نعمت را قدر ندانستند و به بحث و فحص در اين مسائل كه جز گام گذاشتن در منطقههاى تاريك و مجهول نيست پرداختند . » « 1 »
نظر امثال فريد و جدى و ندوى نوعى « رجعت » حنبلىگرى است ولى به صورت مدرن و امروزى و پيوند خورده با فلسفهء حسى غربى .
ما دربارهء بنياد فلسفهء حسى در مجلدات اصول فلسفه بحث كردهايم ، در اينجا فقط دربارهء نكتهاى كه نقطهء اتكاء اين دسته قرار گرفته اندكى بحث مىكنيم .
مىگويند قرآن راه شناخت خداوند را منحصرا مطالعهء طبيعت با روش حسى دانسته است . شك نيست كه قرآن به مطالعهء حسى طبيعت دعوت مىكند و اصرار فراوانى هم روى اين موضوع دارد ، ولى آيا قرآن مطالعهء طبيعت را براى حل تمام مسائلى كه خود طرح كرده است كافى مىداند ؟ ! همچنانكه در پاورقيهاى اين جلد به
شرح
( 1 ) ماذا خسر العالم بانحطاط المسلمين چاپ چهارم ، ص 97 .