با نظر مثبت يا منفى كه در علوم ديگر تهيه شده يك نظريهء مثبت يا منفى فلسفى را نمىتوان رد كرد .
نكته 3
چنان كه گفته شد بحث فلسفى بحثى است كه به اثبات وجود و عدم اشياء مىپردازد . حالا اگر كسى فرض شود كه بحث فلسفى دربارهء وى مؤثر نشود ( يعنى نتواند علم قطعى به وجود چيزى بهم رساند ) باحث مزبور « سوفسطى » ( ايده آليست ) ناميده شده و در نقطهء مقابل « فيلسوف » قرار مىگيرد ؛ و از اين روى مكتبى كه متعرض وجود و عدم اشياء مىشود ، به حسب تقسيم اوّلى به دو قسم « فلسفه » و « سفسطه » ( رئاليسم و ايده آليسم 1 ) منقسم مىشود ؛ و همچنين مكتب فلسفى از نقطه نظر اثبات و عدم اثبات « ماوراء الطبيعه » به دو مكتب « ماوراء الطبيعه » ( متا فيزيك 2 ) و مادى ( ماترياليسم ) ، و همچنين مكتب مادى از
شرح
( 1 ) . در مقالهء 2 دربارهء اين دو كلمه ( رئاليسم و ايده آليسم ) توضيحاتى داده خواهد شد .
( 2 ) . « متا فيزيك » لغتى است يونانى و مركّب است از دو كلمهء « متا » يعنى ما بعد و « فيزيك » يعنى طبيعت ، و « متا فيزيك » يعنى ما بعد الطبيعه .
در تاريخ فلسفه از مؤلّفات ارسطو اينطور ياد مىشود كه وى در جميع علوم آن زمان ( قرن چهارم قبل از ميلاد ) به استثناى رياضيات ، كتاب تأليف كرده و مجموعهء تأليفات وى دائرة المعارفى را تشكيل مىداده كه داراى سه قسمت بود :
الف . علوم نظرى كه شامل كتب مختلفى در طبيعيات بوده و در خاتمهء اين قسمت كتاب فلسفهء اولى بوده .
ب . علوم عملى كه شامل اخلاق و تدبير منزل و سياست مدن بوده .
ج . علوم ابداعى يعنى فن شعر و خطابه و جدل .
و چون فلسفهء اولى به حسب ترتيب تأليفى بعد از طبيعيات ذكر شده بود و از طرف مؤلف نام و عنوان خاصى به آن داده نشده بود بعدها متا فيزيك ( ما بعد الطبيعه ) ناميده شد ، يعنى قسمت بعد از طبيعيات ، و كم كم به مرور زمان به واسطهء غلط مترجمين ، كلمهء « متا فيزيك » به معناى ماوراء الطبيعه و علم مجردات تفسير شد و متا فيزيسين در مورد فيلسوف الهى اطلاق شد .