تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 640

مساهمون:

ص٦٤٠
اينكه انسان از اجزاء علت فعل خودش است و فعل انسان بدون انسان وجود خارجى پيدا نمىكند خنده‌آور نيست ؟ ! مسائلى كه در اين مقاله به ثبوت رسيده : ( 1 ) . در ميان واقعيتهاى خارجى نسبتى به نام نسبت « ضرورت » داريم كه در مقابل نسبت ديگرى به نام « امكان » واقع است . ( 2 ) . هر پديدهء خارجى تا ضرورت پيدا نكند موجود نخواهد شد . ( 3 ) . هر موجود خارجى در حال وجود متصف به ضرورت مىباشد . ( 4 ) . ضرورت وجود هر معلول از ضرورت وجود علتش ترشح مىكند . ( 5 ) . هر ضرورت بالغير ( يعنى به واسطهء علت ) منتهى به ضرورت بالذات مىباشد ؛ يعنى ضرورت بر دو قسم است : بالذات و بالغير . ( 6 ) . هر سلسله از ضرورتهاى مرتّبه بالاخره متناهى است . ( 7 ) . ضرورت ديگرى به نام « ضرورت بالقياس » داريم كه از نسبت دادن معلول به علت پيدا مىشود و در امكان نيز امكانى به نام « امكان بالقياس » داريم . ( 8 ) . جبر و تفويض و امر بين امرين .
شرح
در اينجا جز آنكه بگوييم دروغ و تقلب و تحريف به آخرين حد خود رسيده ، چيز ديگرى نمىتوانيم بگوييم . خوانندهء محترم خودش مىداند كه عقيدهء اتفاق ، مناقض عقيدهء اثبات صانع است و تاكنون در همهء جهان يك نفر حكيم الهى هم پيدا نشده كه متمسك به عقيدهء اتفاق براى اثبات صانع شده باشد . اگر كسى به اين رسالهء كوچك دوازده صفحه‌اى مراجعه كند و اطلاعات نسبتاً جامعى در اين موضوعات داشته باشد مىفهمد كه چه اندازه در اين رسالهء كوچك ، راست و دروغ به هم آميخته شده و مغلطه و سفسطه به كار رفته است .