تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 758

مساهمون:

ص٧٥٨

انطباق با محيط

ولى عمده يك خاصيت بسيار حيرت‌انگيزى است كه در وجود موجودهاى زنده است و اين جهت را كسى انكار نكرده و بر داروين ايراد نگرفته است ، هنوز هم آن را قبول دارند و شايد خود همان جهش هم به يك معنا داخل در اين قانون باشد و آن مسألهء « انطباق با محيط » است . موجود زنده بايد با شرايط محيط منطبق باشد ، يعنى شرايط زندگى و شرايط هستى او بايد با شرايط خارجى منطبق باشد تا بتواند زنده بماند . بنابراين ، يا بايد موجود زنده محيط را مطابق خودش كند و يا بايد خود او مطابق با محيط شود . مىبينيد انسان به حكم خاصيت مخصوصى كه در او هست ، يك مقدار محيط را با خودش منطبق مىكند ، يعنى محيط را تغيير مىدهد و بر خودش تطبيق مىدهد . البته انسان هم به طور طبيعى خودش را با محيط تطبيق مىدهد نه به طور استشعارى و نه به طور ارادى ( اراده‌اى كه در شعور نفس او منعكس باشد ) ولى علاوه بر اين ، محيط را هم بر خودش تطبيق مىدهد . اما يك خاصيت عمومى در همهء موجودهاى زنده هست و آن اين است كه وقتى در يك شرايطى قرار مىگيرند كه با شرايط پيشين متفاوت است و يك نياز جديد براى زندگى پيدا مىشود ، به طور خودكار تغييراتى در جهازات داخلى موجود زنده پيدا مىشود كه متناسب با اين محيط باشد . مثلا گلبولهاى سفيد يا گلبولهاى قرمز خون در يك محيط معين به يك حد معينى لازم است . اگر انسان بخواهد در يك محيط بالاترى از جوّ زندگى كند نيازش به يكى از اين دو كمتر مىشود ، فورا طبيعت ، خودش شروع مىكند به اينكه تعادل ايجاد كند و براى خودش وضعى متناسب با آن ايجاد كند ، به طورى كه اين مسأله الآن تقريبا مسلّم است كه اگر فرض كنيم انسان را به كرهء مرّيخ ببرند و در آنجا شرايط ديگرى باشد ، اگر تباين آن شرايط با زندگى انسان آن قدر شديد نباشد كه انسان را در لحظهء اول از بين ببرد بلكه انسان بتواند مدتى مدارا كند ، تدريجا ساختمان انسان ، خودش را با زندگى آنجا تطبيق مىدهد به طورى كه زندگى اينجا ديگر برايش دشوار مىشود . همان طورى كه حيوانهايى كه در قاره‌هاى سرد هستند ، وقتى اينها را در منطقهء حارّه مىبرند ، تدريجا در داخل آنها تغييراتى به وجود مىآيد . باز آنهايى كه در آنجا هستند ، اگر به اينجا بيايند ، همين وضع پيدا مىشود .