تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 741

مساهمون:

ص٧٤١
است - شايد شكلش فرق كند - به نام مسألهء « ماده و قوه » ( 1 ) . گفته‌اند اجسام و اجرامى كه ما در عالم مىبينيم ، در جسميت و جرميت و در بسيارى چيزها با همديگر مشترك هستند ، اينها همه اجسام هستند : آب يك جسم است ، آتش هم يك جسم و جرم است ، هوا هم يك جسم و جرم است . اينها در جسم بودن و در ماده بودن مانند يكديگر هستند ، پس چرا در خواص با يكديگر اختلاف دارند ؟ منشأ اختلاف خاصيت چيست ؟ آمدند مركبات را تجزيه كردند ، بالأخره به عقيدهء خودشان به يك اشيائى رسيدند كه آنها را ديگر بسيط دانستند ، مخصوصا بحثها را روى بسائط بردند . اگر چه آن بسائط قديم را امروز بسيط و عنصر نمىدانند ولى در اصل فرضيهء فلسفى فرق نمىكند ، علم امروز هم بالأخره مركبات را منتهى به بسائط مىداند . علم فرق كرده ، فلسفه در اين جهت فرق نكرده ، فلسفه مىگويد مركبات بايد منتهى شود به بسائط ، علم هم مىگويد مركبات بايد منتهى شود به بسائط . علم مركبات را منتهى مىكرد به بسائط علم قديم ، خيال مىكرد آن بسائط آب و خاك و هوا و آتش است . بعد معلوم شد كه نه ، بسيارى از اينها اصلا خودشان مركبند و بسائط و عناصر چيز ديگرى هستند . مىرفتند سراغ عناصر ، مىگفتند مركبات را با عناصر مىشود توجيه كرد - اگر چه توجيه آنها هم توجيه كاملى نيست - مىگوييم كه چند عنصر وقتى با يكديگر تركيب مىشوند چون هر كدام خاصيت جداگانه‌اى دارند ، اين روى آن اثر مىگذارد ، آن روى اين اثر مىگذارد ، اين چيزى از اثر خودش را به آن مىدهد و آن چيزى از اثر خودش را به اين مىدهد ، وقتى اثرهايشان را به همديگر دادند ، بعد يك خاصيت متوسط پيدا مىشود ، مزاج ( يعنى يك خاصيتى كه متوسط است ، يعنى حد وسط ميان خاصيتهاى مختلف ) در اين مجموع پيدا مىشود . آيا به همين [ صورت ] مىشود وجود يك مركب را توجيه كرد يا نه ؟ يك عده مىگفتند بله ، يك عده مىگفتند نه . عده‌اى كه مىگفتند نه ، مىگفتند تازه وقتى مزاج پيدا شود ، بايد يك قوهء جديد در اينجا به وجود آيد ، به اصطلاح يك صورت نوعيهء جديد بايد به وجود آيد تا مركب شود و الّا صرف اينكه بگوييم عناصر در يكديگر اثر گذاشته‌اند ، براى توجيه مركب كافى نيست . حالا اينها چون در بحث ما خيلى تأثير ندارد ، من زياد بحث نمىكنم . بالأخره مىرفتند سراغ عناصر كه خود عناصر
هامش
( 1 ) . البته اينجا قوه به مفهوم فلسفى عرض مىكنم ، يعنى مبدأ حركت و مبدأ اثر كه به اصطلاح علماى فيزيك قدرى فرق مىكند .