تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 498

مساهمون:

ص٤٩٨
مىبينند . اگر بگوييد اينهمه جلسات افراد رفته‌اند شركت كرده‌اند و گفته‌اند ما شنيديم صداهايى را و ما ديديم كه ميز حركت كرد ، مىگويند از بس آنجا به شما تلقين مىكنند ! نه ميز حركت مىكند نه شبحى ظاهر مىشود ، نه روحى از بيرون مىآيد آنجا و نه روح اين شخص تجسم پيدا مىكند ؛ پىدرپى تلقين مىكنند ، باور مستمع مىآيد كه چنين چيزى هست ، چيزى را كه باورش مىآيد به چشمش مىآيد كه مىبيند ؛ واقعا نمىبيند ولى خيال مىكند ؛ تمام اينها خيال است ؛ كه البته اين فرضيهء سوم فرضيهء بعيدى است يعنى نمىتوان قبول كرد كه واقعا انسان در جلسه‌اى اين مقدار را كه مىبيند اين ميز حركت مىكند بگويد نه ، ميز حركت نمىكند من خيال مىكنم ميز حركت مىكند . اين طور نيست ، ولى اگر فرض هم بكنيم چنين چيزى هست بازهم از قوهء شگرف روحى حكايت مىكند كه لااقل در انسان قوه‌اى هست كه مىتواند انسان را آنچنان تحت تأثير قرار بدهد كه دنيايى را كه وجود ندارد ببيند . به هر حال همهء اينها نشانه‌هاى قواى مرموز و استعدادهاى غير عادى است كه در افراد بشر وجود دارد . آيا اين مقدار براى اينكه نمونه‌اى باشد و براى اينكه ما تعجب نكنيم از معجزات و خوارق عاداتى كه به انبياء نسبت مىدهند كافى نيست ؟ البته آنچه كه به انبياء نسبت مىدهند با اينها خيلى تفاوت دارد ، يعنى درجهء بسيار شديدترى است ؛ ولى آيا اينها نشانهء اين نيست كه در بشر يك استعداد روحى فوق العاده‌اى وجود دارد ؟ معجزهء انبياء غير از اينكه از نظر درجه و قوّت و شدّت خيلى مهمتر و فوق العاده‌تر است ، يك فرق ديگر هم با اينها دارد كه آن فرق را بايد ان شاء الله در جلسهء آينده بگوييم . مبنايش اين است كه گفتيم اساس اين قضايا بيشتر بر ايمان و عقيده و فكر خود انسان است كه در خود انسان چقدر اين ايمان پيدا شده باشد ؛ بستگى دارد كه انسان ايمان به قدرت خدا پيدا كند يا ايمان به قدرت خود . البته هر دوى اينها يكى است يعنى آن قدرتى كه در خود مىبيند آن را اول قدرت حق ببيند و بعد قدرت خود ، يا اينكه آن را فقط قدرت خود ببيند . اگر انسان فقط به نفس خودش ايمان پيدا كند آنجاست كه القائات و الهاماتش همه مىشود شيطانى . عمل رياضت‌كشان منتهى مىشود به ايمان قوى و شديدى كه به روح و نفس خودشان فقط ، پيدا مىكنند ولى ايمانى كه در روح انبياء و اولياء پيدا مىشود ايمان به قدرت بىنهايت پروردگار است ، خودش را هم كه مىبيند به عنوان پرتوى از قدرت پروردگار مىبيند و به همين دليل آنچه او مىفهمد و درك مىكند خطا ندارد و آنچه