تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 407

مساهمون:

ص٤٠٧
أَنْ يُقْضى إِلَيْكَ وَحْيُهُ
( 1 ) شتاب نكن . هنوز داشت از اين طرف مىگرفت ، از اين طرف ديگر داشت تكرار مىكرد ، يعنى اين مقدار مستشعر بود به حالتى كه برايش رخ مىدهد ، غير استشعارى نبوده . نكتهء سومى كه ما در وحى انبياء از زبان خود انبياء مىفهميم اين است كه آنها يك موجود ديگرى را غير از خدا به عنوان فرشته ادراك مىكرده‌اند كه او باز واسطه وحى بوده است ( خود وحى وساطت بشرى است كه واسطه شود ميان خداوند و افراد ديگر . حال آن [ وساطت ] چرا و چه ضرورتى دارد ، ما به چرايش كار نداريم ، ما داريم از زبان انبياء مىگوييم ) يعنى اينجور نمىگفتند كه ما مستقيم هميشه از خداوند تلقى مىكنيم بدون آنكه موجود ديگرى واسطه باشد ، يك موجود ديگرى را به نام فرشته كه به وجود او هم مستشعر بودند درك مىكردند و براى ما معرفى كرده‌اند
نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ عَلى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنْذِرِينَ
( 2 ) . « جبرئيل » هم در قرآن زياد آمده است . حتى همين « شديد القوى » كه در اينجا هست ، در تفاسير گفته‌اند مقصود جبرئيل است ، همان واسطه وحى است . اين واسطه را هم ما نمىتوانيم انكار كنيم . البته نمىخواهم عرض كنم كه هيچ‌گاه وحيى براى پيغمبر صورت نگرفته كه جبرئيل واسطه نباشد . نه ، آن هست ، خود قرآن تصريح مىكند كه هست ، ولى اكثر كه وحى مىشد به وسيلهء او بوده . حالا اين چگونه است كه گاهى بدون واسطه هم بوده ، خدا مىداند ، شايد هم يك وقتى به رازش پىبرديم .
وَ ما كانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً أَوْ مِنْ وَراءِ حِجابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولًا فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ
( 3 ) . مىگويد گاهى مستقيم خود خدا وحى مىكند كه فرشته هم واسطه نيست ، گاهى من وراء حجاب است ، يا اينكه يك واسطه و رسولى را - كه اينجا مقصود فرشته است - مىفرستد ، او به اذن پروردگار به پيغمبر وحى مىكند . پس اين سه چيز را ما بايد در باب وحى مسلّم و مفروض بگيريم . حالا ممكن است چيزهاى ديگر هم بعد به نظر ما برسد . آنگاه بايد ببينيم كه با توجه به اين سه چيز چگونه ما مىتوانيم وحى را از نظر علمى توجيه كنيم و هيچ ضرورتى هم ندارد كه ما حتما بگوييم ما بايد حقيقت و كنه و ماهيت وحى را درك كنيم ، آخرش هم يك توجيهى بكنيم و بگوييم همين است و غير از اين نيست . ما بايد به وجود وحى ايمان داشته
هامش
( 1 ) . طه / 114 . ( 2 ) . شعراء / 193 و 194 . ( 3 ) . شورى / 51 .