تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 286

مساهمون:

ص٢٨٦
اصلا وجود نداشته باشد ، و چنين عوالمى هم در هستى وجود دارد . الهيون معتقد به يك چنين عوالمى هستند ، چه در ما قبل اين عالم و چه در ما بعد اين عالم . هستى از مبدأ كل كه فائض مىشود ، به حكم طبيعت علّيت و معلوليت و به حكم طبيعت خودش ، مرتبه به مرتبه نازلتر مىشود ( 1 ) . خواه ناخواه مىرسد به مرتبه‌اى كه وجود آن قدر ضعيف است كه با نيستى آميخته است . عالمى كه ما اكنون در آن هستيم ، آخرين تنزّل نور وجود و آخرين حدّ قوس نزول است ، منتها عالم كمال و تكامل است ، هستى در همين عالم رو به تكامل و پر كردن نيستيها مىرود كه باز بر مىگردد روى قوس اول خودش ، بر مىگردد به هستى اول
( إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ )
( 2 ) . اينكه عرض كردم كه در عالم ما هستى با نيستى توأم است و لازمهء ذات اين عالم اين است كه هستى و نيستى با يكديگر توأم بشود و بعد عرض كردم كه عوالم ديگرى هست [ كه چنين نيست ] ، براى اين است كه كسى خيال نكند اصلا لازمهء هستى اين است ، نه ، لازمهء اصل هستى ، نامحدوديت و اطلاق است ، هستى در ذات خودش نيستى را طرد مىكند ولى هستى در مراتب نزول خودش كه لازمهء معلوليت است [ با نيستى توأم است ] . لازمهء هر معلوليتى ( 3 ) اين است كه مرتبهء بعدى ناقصتر باشد . خود اين نقصان ، راه يافتن عدم است . باز از آن مرتبه به مرتبهء ديگرى كه از آن ناقصتر است نزول مىكند ، تا مىرسد به دنياى ما ، يعنى حالتى كه به آن مىگوييم « ماده » كه همان قوّهء محض است و از هستى فقط اين حظّ و مرتبه را دارد كه بالقوه است ، مىتواند هستيهاى ديگر را به خود بپذيرد . اين « مىتواند بپذيرد » مبدأ اصل حركت مىشود و حركت لازمهء ذات اين عالم است . « اين عالم ، عالم حركت آفريده شده است » يعنى اصلا قوامش به تدريج است ، نه اينكه عالم را اول قلمبه آفريده‌اند ، بعد كشش داده‌اند تا حركت پيدا كرده است ، يا عالم را در لازمان آفريده‌اند ، بعد اين زمان را كش داده‌اند تا شده است زمان . زمان و حركت و تغيير و تدريج و . . . لازمهء ذات عالم است . تأثّر و قبول كردن اثر از ديگرى لازمهء ذات اين عالم است ، يعنى مادهء اين عالم
هامش
( 1 ) . لازمهء معلوليت ، تأخّر معلول از علت است ( تأخّر وجودى ) . ( 2 ) . بقره / 157 . ( 3 ) . معلوليت واقعى غير از معلوليتى است كه ما در عالم ماده مىگوييم ( كه اصطلاحا علتهاى اعدادى گفته مىشود ) ، معلوليتى است كه معلول از ذات علت ناشى شده باشد و علت ، منشأ ايجادى آن باشد .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 286 | مرتضى مطهرى