3 راههاى عقلانى و فلسفى
راههاى عقلانى و فلسفى ( 1 )
بحث امروز ما يك فصل ديگرى است غير از فصلى كه در جلسهء پيش صحبت مىكرديم . براى اينكه رابطهء بحث امروز ما با بحثهاى گذشته روشن شود ، بايد سر فصلهاى گذشته را در باب توحيد - يعنى در باب دلايل خداشناسى - عرض كنيم .
عرض كرديم مجموع راههايى كه بشر براى خداشناسى طى كرده است سه نوع راه است : يكى راه دل يا فطرت ، ديگرى راه حس يا علوم تجربى ، سوم راه عقل و استدلال يا به عبارت ديگر راه فلسفه .
اول راه دل و فطرت را بيان كرديم كه مقصود چيست و چه حرفهايى در اين زمينه گفته شده است . راه حس كه آن هم نوعى استدلال بود ولى نه استدلال فلسفى ، يعنى استدلال از موجودات و مخلوقات و مشهوداتى كه ما داريم ، آن راه را هم گفتيم ، كه باز به سه طريق استدلال شده است : يكى از راه نظم مخلوقات ، ديگرى از راه هدايت مخلوقات ، و سوم از راه خود خلقت كه اساسا اين اشيائى كه ما مىبينيم ، مخلوقاند ، يعنى اشيائى هستند كه نبودهاند و بعد پيدا شدهاند . بحث آخر ما راجع به اين قسمت بود .
حالا مىخواهيم آن راههاى عقلانى و فلسفى را كه براى خداشناسى رفتهاند بيان كنيم و ببينيم كه آنها چه نوع راهى است و آيا راههاى مستحكمى هست يا