تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦

تعبير خواب در قرآن

اين هيچ توجيهى ندارد جز اينكه بايد ما قبول كنيم كه راه علم ( 1 ) منحصر به آنچه كه انسان از طريق حس و فكر و فشار آوردن روى مغز [ كسب مىكند ] نيست ، احيانا از يك افق ديگرى هم القائاتى مىشود . همان طورى كه موضوع اشراق و الهام آنچنانى مورد تأييد قرآن است ، اين [ القائات ] هم مورد تأييد قرآن است . در قرآن كلمهء « اضغاث احلام » هست ، يعنى خوابهايى كه از اين نظر تعبيرى ندارند . ولى در قرآن بعضى از خوابها هست كه به صورت تأييد خواب ذكر شده است ، مثل خواب حضرت يوسف وقتى در كودكى به پدرش مىگويد :
« إِنِّي رَأَيْتُ أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَباً وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ رَأَيْتُهُمْ لِي ساجِدِينَ »
( 2 ) يازده ستاره و ماه و خورشيد را ديدم كه در مقابل من سجده مىكنند . بعد پدرش تعبير كرد كه به مقام بزرگى مىرسى كه تمام برادران و پدر و مادر ، ما دون تو قرار مىگيرند . يا خوابى كه [ قرآن ] از فرعون مصر نقل مىكند :
« إِنِّي أَرى سَبْعَ بَقَراتٍ سِمانٍ يَأْكُلُهُنَّ سَبْعٌ عِجافٌ وَ سَبْعَ سُنْبُلاتٍ خُضْرٍ وَ أُخَرَ يابِساتٍ »
( 3 ) هفت گاو چاق و هفت گاو لاغر را خواب ديد كه گاوهاى لاغر گاوهاى چاق را خوردند ، و هفت سنبلهء تر و تازه و هفت سنبلهء خشك . همه در ماندند از اينكه چه تعبيرى بكنند . بعد يوسف را كه يك سابقهء تعبير خوابى در زندان داشت خواستند . گفت : « هفت سال فراوانى خواهد آمد ، بعد هفت سال سخت خواهد آمد كه هر چه ذخيره و تهيه كرده‌ايد همه از ميان مىرود » . يا همان كه دو نفر آمدند به يوسف گفتند ما خواب ديده‌ايم ، يك نفر گفت :
« إِنِّي أَرانِي أَعْصِرُ خَمْراً »
( 4 ) من در خواب مىبينم كه دارم خمر مىفشارم . يوسف گفت : تو آزاد مىشوى و بعد هم ساقى پادشاه خواهى شد . ديگرى گفت : من خواب ديدم كه مرغها روى سر من نشسته‌اند . يوسف گفت : تو را به دار مىكشند . آن كسى كه اين را گفته بود ، وحشت كرد و گفت : نه ، من دروغ گفتم . يوسف گفت : ديگر قضيه تمام شد
( قُضِيَ
هامش
( 1 ) . مقصود از علم ، مطلق ادراكات و اطلاعات است . ( 2 ) . يوسف / 4 . ( 3 ) . يوسف / 43 . ( 4 ) . يوسف / 36 .