دستگاه ادراكى بشر ( * )
شناخت اشياء از راه اضداد آنها
اين جمله در زبان اهل علم شايع است كه « تعرف الاشياء باضدادها » يعنى اشياء از راه نقطهء مخالف و نقطهء مقابلشان شناخته مىشوند و به وجود آنها پى برده مىشود .
البتّه مقصود از « شناختن » تعريف اصطلاحى منطقى نيست ، زيرا در منطق ثابت شده كه اشياء را از طريق ضد و نقطهء مقابلشان نمىشود تعريف كرد ، همان طورى كه مقصود از « ضد » در اينجا منحصر به ضدّ اصطلاحى نيست كه در فلسفه با « نقيض » فرق دارد . مقصود از ضد در اينجا مطلق نقطهء مقابل است ؛ و منظور از شناختن مطلق پى بردن است . اگر چه در اين جمله كلمهء حصرى از قبيل « الّا » و « انّما » به كار نرفته امّا مقصود ، نوعى حصر است . اگر چيزى نقطهء مقابل نداشته باشد ، بشر قادر نيست به وجود او پى برد هر چند آن چيز مخفى و پنهان نباشد و در كمال ظهور باشد . در حقيقت ،
هامش
( * ) . اين سخنرانى در 22 رمضان 87 مطابق 11 فروردين 38 ايراد شده است .