معرفت پروردگار است .
جهانبينى توحيدى به حيات و زندگى معنى و روح و هدف مىدهد ، زيرا انسان را در مسيرى از كمال قرار مىدهد كه در هيچ حدّ معيّنى متوقّف نمىشود و هميشه رو به پيش است .
جهانبينى توحيدى كشش و جاذبه دارد ، به انسان نشاط و دلگرمى مىبخشد ، هدفهايى متعالى و مقدّس عرضه مىدارد و افرادى فداكار مىسازد .
جهانبينى توحيدى تنها جهانبينىاى است كه در آن تعهّد و مسئوليّت افراد در برابر يكديگر مفهوم و معنى پيدا مىكند ، همچنانكه تنها جهانبينىاى است كه آدمى را از سقوط در درّهء هولناك پوچىگرايى و هيچىستايى نجات مىدهد .
جهانبينى اسلامى
جهانبينى اسلامى ، جهانبينى توحيدى است . توحيد در اسلام به خالصترين شكل و پاكترين طرز بيان شده است . از نظر اسلام خداوند مثل و مانند ندارد : «
لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ
» ( 1 ) . خدا شبيه چيزى نيست و هيچ چيزى را نتوان به خداوند تشبيه كرد * خداوند بىنياز مطلق است ، همه به او نيازمندند و او از همه بىنياز است : «
أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ
» ( 2 ) . خدا به همه چيز آگاه است و بر همه چيز تواناست : «
إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ
» ( 3 ) . . .
أَنَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
» ( 4 ) . او در همه جا هست و هيچ جا از او خالى نيست . بالاى آسمان و قعر زمين با او يك نسبت دارد . به هر طرف كه بايستيم رو به او ايستادهايم : «
فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ
» ( 5 ) . و از مكنونات قلب و از خاطرات ذهن و نيّتها و قصدهاى همه آگاه است : «
وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ وَ نَعْلَمُ ما تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ
» ( 6 ) . از رگ گردن انسان به انسان نزديكتر است : «
نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ
» ( 7 ) . او مجمع كمالات
هامش
( 1 ) . شورى / 11 .
( 2 ) . فاطر / 15 .
( 3 ) . شورى / 12 .
( 4 ) . حج / 6 و . . .
( 5 ) . بقره / 115 .
( 6 ) و 7 . ق / 16 .