انسانيّت انسان در گرو شناخت خداوند است ، زيرا كه شناخت انسان ، از انسان جدا نيست بلكه اصلىترين و گرامىترين بخش وجود اوست . انسان به هر اندازه به هستى و نظام هستى و مبدأ و اصل هستى شناخت پيدا كند ، انسانيّت - كه نيمى از جوهرش علم و معرفت و شناختن است - در او تحقّق يافته است .
از نظر اسلام ، خصوصا از نظر معارف مذهب شيعه ، جاى كوچكترين شكّ و ترديدى نيست كه درك معارف الهى قطع نظر از آثار عملى و اجتماعى مترتّب بر آن معارف ، خود هدف و غايت انسانيّت است .
اكنون به توحيد عملى بپردازيم :
توحيد عملى يا توحيد در عبادت يعنى يگانهپرستى ، به عبارت ديگر ، در جهت پرستش حق يگانه شدن . بعدا خواهيم گفت كه عبادت از نظر اسلام ، مراتب و درجات دارد . روشنترين مراتب عبادت ، انجام مراسم تقديس و تنزيه است كه اگر براى غير خدا واقع شود مستلزم خروج كلّى از جرگهء اهل توحيد و از حوزهء اسلام است . ولى از نظر اسلام پرستش منحصر به اين مرتبه نيست ، هر نوع جهت اتّخاذ كردن ، ايدهآل گرفتن و قبلهء معنوى قرار دادن ، پرستش است . آن كسى كه هواهاى نفسانى خود را جهت حركت و ايدهء آن و قبلهء معنوى خود قرار بدهد آنها را پرستش كرده است :
أَ رَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ
( 1 ) .
آيا ديدى آن كس را كه هواى نفس خود را خدا و معبود خويش قرار داده است ؟
آن كس كه امر و فرمان شخص ديگر را كه خدا به اطاعت او فرمان نداده ، اطاعت كند و در برابر آن تسليم محض باشد او را عبادت كرده است :
اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ
( 2 ) .
همانا عالمان دينى خود و زاهدان خود را به جاى خدا ، خداى خويش ساختهاند .
وَ لا يَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ
( 3 ) .
هامش
( 1 ) . فرقان / 43 .
( 2 ) . توبه / 31 .
( 3 ) . آل عمران / 64 .