تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 237

مساهمون:

ص٢٣٧
يافته و به سراغ من آمده است . مضطرب شدم . در اضطراب بودم كه حضرت سيد الشهداء ( ع ) تشريف آوردند و به من فرمودند : غصّه نخور ، من آن را از تو جدا مىكنم . » ( 1 ) در اين داستان ، اشاره‌اى به شفاعت هست كه در بحث آينده به يارى خدا عنوان مىكنيم .

كوتاه سخن

پاسخ اشكال « تناسب كيفر و گناه » به اين صورت خلاصه مىشود كه رعايت تناسب ، بحثى است كه در مورد كيفرهاى اجتماعى و قراردادى قابل طرح است . البته در اين گونه كيفرها ، قانون‌گذار بايد متناسب بودن كيفر را با جرم در نظر بگيرد ؛ اما در كيفرهايى كه رابطهء تكوينى با عمل دارد يعنى معلول واقعى و اثر حقيقى كردار است يا كيفرى كه با گناه ، رابطهء عينيّت و وحدت دارد ، يعنى در حقيقت خود عمل است ، ديگر مجالى از براى بحث تناسب داشتن و نداشتن نيست . برتراند راسل كه مىگويد چگونه ممكن است خدايى باشد و ما را در برابر جرمهاى بسيار كوچك ، مجازاتهاى بسيار بزرگ بكند اين معنى را درك نمىكرده كه رابطهء آخرت با دنيا از قبيل روابط قراردادى و اجتماعى نيست . امثال راسل از معارف و حقايق اسلامى دور و بىخبرند ، با الفباى معارف الهى هم آشنايى ندارند . آشنايى امثال راسل فقط با دنياى مسيحى است ، از حكمت و فلسفه و
هامش
( 1 ) . مرحوم حاج ميرزا على آقا اعلى اللّه مقامه ، ارتباط قوى و بسيار شديدى با پيغمبر اكرم و خاندان پاكش ( صلوات اللّه و سلامه عليهم ) داشت . اين مرد در عين اينكه فقيه ( در حدّ اجتهاد ) و حكيم و عارف و طبيب و اديب بود و در بعضى از قسمتها ، مثلا طبّ قديم و ادبيّات ، از طرز اول بود و « قانون » بو على را تدريس مىكرد ، از خدمتگزاران آستان مقدّس حضرت سيد الشهداء عليه السلام بود ؛ منبر مىرفت و موعظه مىكرد و ذكر مصيبت مىفرمود ؛ كمتر كسى بود كه در پاى منبر اين مرد عالم مخلص متّقى بنشيند و منقلب نشود ؛ خودش هنگام وعظ و ارشاد كه از خدا و آخرت ياد مىكرد در حال يك انقلاب روحى و معنوى بود و محبت خدا و پيامبرش و خاندان پيامبر در حدّ اشباع او را بسوى خود مىكشيد ؛ با ذكر خدا دگرگون مىشد ؛ مصداق قول خدا بود :الَّذِينَ إِذا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَ إِذا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آياتُهُ زادَتْهُمْ إِيماناً وَ عَلى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ .( انفال / 2 ) نام رسول اكرم ( صلّى اللّه عليه و آله ) يا امير المؤمنين ( عليه السلام ) را كه مىبرد اشكش جارى مىشد . يك سال حضرت آية اللّه بروجردى ( اعلى اللّه مقامه ) از ايشان براى منبر در منزل خودشان در دههء عاشورا دعوت كردند ؛ منبر خاصى داشت ؛ غالبا از نهج البلاغه تجاوز نمىكرد . ايشان در منزل آية اللّه منبر مىرفت و مجلسى را كه افراد آن اكثر از اهل علم و طلّاب بودند سخت منقلب مىكرد بطورى كه از آغاز تا پايان منبر ايشان ، جز ريزش اشكها و حركت شانه‌ها چيزى مشهود نبود .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 237 | مرتضى مطهرى